فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٢٨ - سخن ابو المعالى جوينى و نقد ابو جعفر نقيب
مسلمانان قتل عام و زنان آنان اسير شدند، و فرزندان مهاجر و انصار، به اسارت در آمدند، و بسان اسيران كافر بر دستهاى آنان داغ نهاده شد. اگر دوران خلافت عبد الملك و فرمانروايى حجاج را بررسى كنيد، خواهيد ديد، پنجاه سال دوم از قرن اول، بدترين عصرها بوده، نه خيرى در سران حكومتها بود و نه در اكثريت مردم فضيلتى وجود داشت. (الناس على دين ملوكهم).
٥ـ چگونه ميتوان گفت، ياران پيامبر بالاتر از جرح و تعديلند؟ و نميتوان از آنان برائت جست، هر چند مرتكب كار زشت شوند؟ در حاليكه خدا به پيامبر خود هشدار ميدهد كه «اگر شرك ورزد، عمل او بى نتيجه شده و از زيان كاران خواهد بود»[١].
و نيز ميگويد: «ميان مردم به درستى داورى كن و از هوا و هوس پيروى مكن كه از راه خدا گمراه ميشوى و عذاب سخت در كمين افراد گمراه است، زيرا آنان روز حساب را فراموش كردهاند»[٢].
٦ـ شگفت از گروه اهل حديث و حشويه است كه از نسبت دادن گناه به پيامبران پروايى ندارند و اگر كسى پيامبران را مصون از گناه دانست، با القاب «قدرى»، «معتزلى» و «ملحد» از او ياد ميكنند، در حالييه اگر كسى درباره عمروعاص و معاويه سخنى گفت، فوراً چهرهها برافروخته شده و گردنها كشيده ميشود و چشمها از خشم و غضب تنگ ميگردد»[٣].
[١] (لئن اشركت ليحبطنّ عملك و لتكوننّ من الخاسرين). سوره زمر، آيه٦٥.
[٢] (فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى فيضلّك عن سبيل اللّه انّ الذين يضلّون عن سبيل اللّه لهم عذاب شديد بما نسوا يوم الحساب). سوره ص، آيه ٢٦.
[٣] شرح ابن ابى الحديد، ج ٢٠، ص ١٢ ـ ٣٠. اصل رساله مبسوط و گسترده است، ليكن به همين مقدار اكتفاء شد.