فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٧٣ - اسلام و موقعيت فرمانرواى عادل
اينها يك رشته رواياتى است كه پيشوايان اهل سنت در كتابهاى حديث خود، نقل كردهاند. قستمى از اينها صريحاً درباره سلطان عادل سخن ميگويد، و قسمتى ديگر نيز با كمك قرائن، مربوط به او ميباشد.
خلاصه، مجموع اين ستايشها و ارج گذاريها، از آن حاكمان عادل، و فرمانرويان دادگر است كه در پرتو داد گسترى، به اسلام تجسم بخشيده و قلوب مردم را به اين آيين الهى جذب ميكنند.
از طريق محدثان شيعه نيز رواياتى در اين زمينه وارد شده است كه برخى را ياد آور ميشويم:
١ـ سرور شهيدان، حضرت حسين بن على (عليه السلام) ميفرمايد: «سوگند به جانم، پيشوا آن كسى است كه با قرآن داورى كند، عدالت را گسترش دهد، به آيين حق معتقد گردد، و در راه خدا خويشتندار باشد»[١].
٢ـ امام صادق (عليه السلام) ميفرمايد: «آنكس كه احاديث ما را نقل كند و در حلال و حرام ما بنگرد و احكام ما را بشناسد، به داورى او راضى شويد; من او را بر شما حاكم و فرمانروا قرار دادم; آنگاه كه مطابق حكم ما داورى كرد و از او بذيرفته نشد، حكم خدا سبك شمرده شده و سخن ما مردود گشته است، و آنكس كه بر ما رد كند، سخن خدا را رد كرده و آن، هم پايه شرك است»[٢].
[١] «فلعمرى ما الامام الا الحاكم بالكتاب القائم بالقسط الدائن بدين الحق، الحابس نفسه على ذات اللّه»، تاريخ طبرى، ج ٤، حوادث سال ٦٠، صفحه ٢٦٢.
[٢] وسائل الشيعه، ج ١٨، باب ١١، ابواب صفات قاضى، حديث ١. متن حديث چنين است: «من روى حديثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فليرضوا به حكماً فانى قد جعلته عليكم حاكماً فاذا حكم بحكمنا فلم يقبل منه فانما استخف بحكم اللّه و علينا رد، و الراد علينا، الراد على اللّه و هو على الشرك باللّه».