فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٢٣ - دوره هاى سه گانه عصر ترجمه
كه زبان اهل جندى شاپور باشد»[١].
اين جريانها حاكى است كه انتقال اين كتابها و ترجمهها و رفت و آمد دانشمندان مسيحى و يهودى، كه در امر پزشكى و غيره، سر آمد روزگار بودند در ميان مسلمانان، دو نوع پى آمد نامطلوب در برداشت:
١ـ محتويات اين كتابها، در مواردى با اصول اسلام تطبيق نميكرد و در نتيجه، بر مشكلات فكرى مسلمانان ميافزود و مبادى الحاد را تقويت ميكرد و موجب پيدايش شبهات و مذاهب كلامى ميگشت.
٢ـ دانشمندان ملل مغلوب، به خاطر تسلط بر علوم پزشكى، ملل مسلمان را تحقير ميكردند و از اين طريق، ايمان گروهى را متزلزل ميساختند. و اين دو آفت، در برابر سودى كه تمدن اسلامى از اين كتابها برد، قابل چشم پوشى نبود.
علماى اهل سنت بالاخص محدثان، در برابر اين نوع علوم وارداتى، جبهه گيرى كرده و به تحريم آنها پرداختند و هميشه از نيروى منفى كه آسانترين راه مبارزه است بهره مى گرفتند. در حالى كه گروه ديگر، بدون قيد و شرط، اين نوع كتابها را ترجمه ميكردند و بر اثر پاداش خلفاء و غيره به مال و منالى ميرسيدند.
جبهه گيرى مطلق در برابر علوم، كار نا استوارى بود. علم براى خود حد و مرزى نميشناسد و دانشهاى بشرى مربوط به همه انسانها است. از طرف ديگر، بازگذاردن دست مترجمان و مشوقان، در ترجمه و پخش هر كتاب خارجى، مايه زيانها و آسيبهاى عقيدتى است. در اين جا لازم بود افراد هوشمند از مسلمانان، راه سومى را برگزينند و با تأسيس لجنهاى، كتابهايى را براى ترجمه
[١] نهضت ترجمه، به نقل ااز البخلاء جاحظ، قاهره، دار المعارف، ص١٠٩.