فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١٠ - رمز نفوذ فرهنگ بيگانه در مسلمانان
كس بخواهد قدرت و ملك ميبخشد»[١].
از ميان صحابه، گروهى مانند ابو هريره از كعب اخذ حديث كردهاند. همين گفتار كعب در روايات ابو هريره نيز وارد شده كه: «الخلافة بالمدينة و الملك بالشام»[٢].
اين احاديث و گزارشها، شالوده خلافت معاويه را ريخت و دلها را متوجه او كرد.
رمز نفوذ فرهنگ بيگانه
نفوذ فرهنگ بيگانه در ميان يك ملّت در گرو دو مطلب است:
١ـ ناشران فرهنگ بيگانه خود را عالم و دانشمند، معرفى ميكنند و به قدرى سخن ميگويند كه ساده لوحان، آنان را «اوعية العلم» و منابع دانش ميپندارند.
٢ـ آنان پيوسته با مراكز قدرت ارتباط برقرار ميكنند و از قدرت آنان در تعقيب اهداف خود بهره ميگيرند.
اتفاقاً هر دو شرط درباره كعب، كاملاً فراهم شد. او به عنوان عالم و دانشمند و آگاه از عهدين، وارد مدينه شد، و به قدرى سخن گفت كه اذهان صحابه پيامبر را به خود جلب، و براى اخذ حديث آماده كرد. سپس با مركز قدرت، آنچنان مربوط شد كه عثمان، مشكلات خود را با او در ميان ميگذاشت. و مثل ابوذر غفارى را به علّت مخالفت با او توبيخ ميكرد.
اين بررسى اجمالى از زندگى يك فرد يهودى است كه با مكر و حيله، در ميان مسلمين براى خود جا باز كرد و به تشويش احاديث پرداخت. كسانى كه بخواهند از
[١] سنن ابو داود، ج ٤، ص ٢١١.
[٢] كنز العمال، ج ٦، ص ٨٨.