اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ١٥٣ - انگيزههاى عيبجويى
«مَنْ اذاعَ فاحِشَةً كانَ كَمُبْتَدِئِها وَمَنْ عَيَّرَ مُؤْمِناً بِشَىْءٍ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يَرْتَكِبَهُ»[١]
هر كس عمل ناشايست كسى را ظاهر و شايع كند، مثل آن است كه خودانجام دادهباشد و هركه مؤمنى را به عيبى سرزنش كند، نميرد تاخود، گرفتارآن شود.
حضرت على عليهالسلام به مالك اشتر چنين فرمان مىدهد:
«وَلْيَكُنْ ابْعَدُ رَعِيَّتِكَ مِنْكَ وَاشْنَؤُهُمْ عِنْدكَ اطْلَبَهُمْ لِمَعائِبِ النَّاسِ، فَانَّ فِى النَّاسِ عُيُوباً الْوالى احَقُّ مَنْ سَتَرَها ...»[٢]
و از رعيت آن را از خود دورتر دار و با او دشمن باش كه عيب مردم را، بيشتر جويد، كه همه مردم را عيبهايى است و والى از هر كس سزاوارتر به پوشيدن آنهاست ....
امام باقر عليهالسلام فرمود:
«مِنْ اقْرَبِ ما يَكُونُ الْعَبْدُ الَى الْكُفْرِ انْ يُوءاخِىَ الرَّجُلُ عَلَى الدّينَ فَيُحْصِىَ عَلَيْهِ زَلَّاتِهِ لِيُعَيِّرَهُ بِها يَوْماً ما»[٣]
از نزديكترين حالات بنده به كفر اين است كه با مردى، عقد برادرى در دين، بسته باشد و بديها و لغزشهاى او را، بشمارد كه روزى او را به واسطه آنها، سرزنش كند.
انگيزههاى عيبجويى
عمده ترين انگيزههاى عيبجويى عبارتند از:
[١] - جامع السعادات، ج ٢، ص ٢٧٩، اعلمى، بيروت
[٢] - نهج البلاغه، فيض، نامه ٥٣، ص ٩٩٧
[٣] - جامع السعادات، ج ٢، ص ٢٧٩