کلیات فقه اسلامی - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٧٥ - نقش تقلید در اقتدار فقها
پنجم
گستره فقه
فقه اسلامى تمام ابعاد زندگى فردى و اجتماعى انسان را در بر مىگيرد و همه حقوق و آزادىهاى مشروع افراد را تأمين كرده براى هر حادثه و موضوع مربوط به زندگى انسان به طور خاص يا عام حكم دارد. چنان كه خداوند فرموده است:
(مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَىْءٍ) [١]
ما چيزى را در اين كتاب فروگذار نكرديم.
(وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَاناً لِكُلِّ شَىْءٍ) [٢]
و اين كتاب را بر تو فرود آورديم در حالى كه بيانگر همه چيز است.
قدر متيقّن از «شىء» در دو آيه ياد شده امورى است كه مربوط به سرنوشت و سعادت انسانها مىشود خواه به صورت يك حكم خاص و جزئى يا به شكل يك حكم عام و كلى باشد.
البته قرآن در بيان قوانين، معمولًا به كلّيات مىپردازد؛ گاهى نيز به بيان مسائل ريز فقهى اشاره مىكند. به عنوان نمونه، در مورد تنظيم أسناد كتبى وامها و معاملات، بيش از ده حكم فرعى را يك جا بازگو كرده است. [٣]
امام باقر ٧ در حديثى مىفرمايد:
خداوند متعال، رها نكرده چيزى را كه امّت بدان نياز داشته باشند، مگر اينكه در كتابش نازل
[١] - انعام (٦)، آيه ٣٨
[٢] - نحل (١٦)، آيه ٨٩
[٣] - ر. ك. بقره (٢)، آيه ٢٨٢