کلیات فقه اسلامی - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٣٦ - پیدایش فقه
على ٧ آموخت تا مرجع مردم بعد از او باشد. امام على ٧ نيز به فرمان پيامبر ٦ آموختههاى خود را مىنوشت. اين نوشته، كتاب على يا «جامعه» نام دارد. [١]
امام صادق ٧ به ابوبصير فرمود:
اى ابامحمد! همانا «جامعه» نزد ماست و آنان چه مىدانند كه «جامعه» چيست؟ عرض كردم:
فدايت شوم، «جامعه» چيست؟ فرمود: صحيفهاى است به طولِ هفتاد ذراع كه از زمان پيامبر ٦ املاء شده و به خط على ٧ نوشته شده است. در اين صحيفه حلال و حرام و آنچه مردم به آن نيازمندند، وجود دارد حتى حكم ديه و تاوان خراش پوست ... [٢]
اين كتاب نزد ائمه : دست به دست مىگشت. گاهى نيز آن را به ديگران نشان مىدادند. [٣]
امامان : به عنوان حاملان واقعى فقه نبوى يكى پس از ديگرى به نشر و ترويج آن پرداختند. از ميان آنان امام باقر و امام صادق ٨، فرصت بيشترى در اين زمينه پيدا كردند و شاگردان زيادى در مكتب آنان، به آموزش فقه و ديگر معارف دينى پرداختند. به طورى كه گفته مىشود، فقط شاگردان امام صادق ٧ بيش از چهار هزار نفر [٤] بودهاند و اين در حالى بوده كه به فرمان خليفه دوم، بيان و نوشتن حديث نبوى ٦ ممنوع اعلام شد و تا عصر عمر بن عبدالعزيز، سنت نبوى تدوين نشد. [٥] از طرف ديگر چون مرجعيت علمى اهل بيت : مورد پذيرش دستگاه خلافت و پيروان آنها قرار نگرفت، صدمه جبرانناپذيرى بر سنت نبوى و فقه اهل سنت وارد آمد و زمينه براى رشد مكاتب مختلف فقهى و كلامى در ميان اهل سنت [٦] فراهم گرديد.
[١] - ر. ك. بصائرالدرجات، ص ١٦٧ و ١٤٣
[٢] - ر. ك. اصول كافى، ج ١، ص ٢٣٩
[٣] - ر. ك. بصائرالدرجات، ص ١٤٤-١٤٥، ح ٩ و ١٧
[٤] - ر. ك. كليات فى علم الرجال، جعفر سبحانى، ص ٤٦٧
[٥] - ر. ك. كنزالعمال، علاءالدين متقى هندى، ج ١٠، ص ٢٨٥؛ صحيح بخارى، ج ٢-١، ص ١١٤، باب كيف يقبض العلم
[٦] - ر. ك. كليات فى علم الرجال، ص ٤٧١-٤٧٣