کلیات فقه اسلامی - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٢٠ - موضوع فقه
دوست داشتم بر سر اصحابم تازيانه مىزدم تا دنبال فهم دين روند.
بنابراين، فقه از ديدگاه قرآن و روايات، فهم وسيع و عميق نسبت به همه معارف و دستورهاى دينى است و اختصاص به بخش خاصى ندارد.
معناى اصطلاحى: فقه در اصطلاح، آگاهى عميق به احكام فرعى و عملى اسلام است كه از ادله چهارگانه، استنباط و استخراج مىشود. [١] به صاحب اين آگاهى «فقيه» اطلاق مىگردد.
فقه در كاربرد اصطلاحى آن، به فهم احكام عملى دين اختصاص يافته و رابطه ميان معناى لغوى و اصطلاحى آن، از نوع رابطه ميان مفاهيم عام و خاص است.
گفتنى است در اثر دورى از عصر امامان معصوم : دستيابى به احكام و قوانين اسلام دشوار و كار فقيهان مضاعف شده است. فقها براى استنباط و استخراج احكامِ شرعى و پاسخ به مسائل و حوادث نوظهور از آيات و روايات، قواعد و اصولى را تأسيس نمودهاند كه از مبانى اجتهاد است و هر فقيهى ناگزير از اثبات و برهانى كردن آن مبانى در علم فقه و اصول است.
موضوع فقه
مسائل هر دانشى پيرامون يك يا چند محور است كه موضوع يا موضوعات آن علم ناميده مىشوند از آنجا كه مسائل فقهى پيرامون رفتار فردى و اجتماعى، عبادى و غير عبادى انسان مطرح مىشود، در نظر ابتدايى داراى موضوعات متعدد و متنوعى است، امّا در نظر دقيق، همه آنها تحت يك موضوع قابل دستهبندى هستند.
موضوعات متنوع را مىتوان چنين دستهبندى كرد:
الف- مسائل مربوط به تنظيم رابطه انسان با خداوند كه مسائل عبادى فقه را تشكيل مىدهند، همانند نماز، روزه، حج، اعتكاف و ....
ب- مسائلى كه در زمينه رابطه انسان با طبيعت است، مانند حدود و احكام مالكيت
[١] - ر. ك. معالم الدين فى الاصول، شيخ حسن بن زينالدين، ص ٢٢، انتشارات معارف اسلامى