کلیات فقه اسلامی - علی نوری، علیرضا - الصفحة ١٦١ - احیای موات
درس دوازدهم
فقه اقتصادى [٢]
احياى موات
زمين موات يا باير زمينى است كه به دلايلى چون شورهزارى، سنگ و خار داشتن، باتلاق يا نيزار بودن و ... قابل استفاده نيست و نياز به انجام كارهايى دارد تا قابل استفاده شود و همين كارها، احياى آن محسوب مىشود.
زمين باير دو نوع است:
١- باير اصلى كه قبلًا متعلق به كسى نبوده و آبادانى در آن صورت نگرفته و يا اينكه اطلاعى از گذشته آن در دست نيست.
٢- باير عارضى و آن زمينى است كه بعد از عمران و آبادانى، خراب و باير گشته است.
نوع اول جزو انفال بوده و از آنِ امام ٧ است و نوع دوم اگر متعلق به اقوامى بوده كه اثرى از آنها نمانده است، نيز در حكم انفال بوده و در اختيار امام ٧ است. اما در صورتى كه مالك ناشناخته دارد تحت نظارت امام ٧ يا حاكم اسلامى قرار مىگيرد.
زمينى را كه از انفال بوده و يا در حكم انفال است، مىتوان به وسيله احيا، مالك [١] شد و اين گونه زمينها گرچه ملك امام ٧ هستند اما براى احيا و مالكيت آنها اذن عام صادر شده است.
امام باقر ٧ از رسول خدا ٦ نقل مىكند كه فرمود:
[١]- در مورد اينكه احيا موجب چه حقى براى احياكننده مىشود، آيا او مالك زمين مىشود و زمين بدين وسيله از ملكحكومت اسلامى به ملك شخصى وى منتقل مىگردد و يا اينكه احيا موجب پديد آمدن حق اولويت در زمين مىگردد و زمين همچنان به مالكيت حكومت اسلامى باقى مىماند، ميان فقها اختلاف نظر وجود دارد و آنچه در متن گفته شد مطابق نظر امام خمينى رحمه الله است؛ ر. ك. تحريرالوسيله، ج ٢، ص ١٧٨