کلیات فقه اسلامی - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٢٥ - ٢- سنّت
وجود ندارد جز اينكه دانشمندان اهل سنّت فقط سنت پيامبر ٦ را معتبر مىدانند؛ اما فقهاى شيعه به موجب رواياتى نظير ثقلين، [١] سفينه، [٢] منزلت [٣] و ... سنت اهل بيت او را نيز معتبر مىدانند. از ديدگاه شيعه آنان، دانش دين و شريعت را از پيامبر ٦ به ارث بردهاند و گفتارشان درباره احكام دين ناشى از اجتهاد و استنباط شخصىشان [٤] نيست.
اقسام سنّت: [٥]
الف- سنت گفتارى كه منظور از آن، سخنان پيامبر ٦ و ائمه : پيرامون احكام و معارف دين است.
ب- سنت رفتارى كه عبارت از عمل و كردار معصوم ٧ است و براى ديگران حجيت دارد.
در اين زمينه به دو نكته بايد توجه داشت:
١- گستره سنّت: پيامبر ٦ و ائمه : وظايف و اعمالى ويژه دارند كه ديگران در آنها شريك نيستند؛ همانند وجوب نماز شب و مشروعيت ازدواج با بيش از چهار زن دائمى كه از مختصات پيامبر ٦ است. و نيز پيامبر و امام به اعتبار منصب ولايت عامه اعمالى انجام داده و اقداماتى كردهاند كه نمىتوان گفت ديگران هم به آن اعمال مكلفند. اما در غير اين موارد، رفتار و كردار معصوم حجت است و از منابع فقه محسوب مىشود، چرا كه آنان نيز به موجب اينكه بشرند، موظف به تمامى تكاليف دين مىباشند.
٢- حدّ دلالت سنّت: هرگاه صدور عملى از معصوم براى كسى محرز شود، كمترين دلالتش آن است كه آن عمل جايز بوده و منع شرعى ندارد؛ چنان كه ترك عملى از سوى معصوم اثبات مىكند كه آن عمل واجب نيست؛ اما اگر قرائن و شواهدى نيز در ميان باشد، فعل يا ترك معصوم دلالت بيشترى خواهد داشت و وجوب، استحباب، حرمت و
[١] - ر. ك. مسند احمد بن حنبل، ج ٣، ص ١٤ و ١٧
[٢] - ر. ك. المستدرك على الصحيحين فى الحديث، حاكم نيشابورى، ص ١٢١
[٣] - ر. ك. الصواعق المحرقه، احمد بن حجر هيثمى مكى، ص ١٢١
[٤] - ر. ك. به حديث جابر از امام باقر ٧ در بصائرالدرجات، ابوجعفر محمد بن حسن قمى، ص ٢٩٩
[٥] - گفتنى است كه سنت را نبايد با خبر و حديث اشتباه كرد؛ زيرا حديث در صورتى كه قابل اعتماد باشد، حاكى وكاشف از سنت است نه خود آن؛ بنابراين كاربرد سنت در مورد روايت و حديث مجاز است