کلیات فقه اسلامی - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٦٩ - ب - آیات قرآن
الدِّينِ وَلِيُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ) [١]
شايسته نيست مؤمنان همگى (به سوى ميدان جهاد) كوچ كنند، چرا از هر گروهى از آنان طايفهاى كوچ نمىكنند (و طايفهاى در مدينه بمانند) تا در دين (و معارف و احكام اسلامى) آگاهى يابند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود، آنها را بيم دهند. شايد (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خوددارى كنند.
اسلام، دين زندگى و داراى كاملترين مقررات فردى و اجتماعى است. حال كه همه مسلمانان، بر اثر مشاغل اجتماعى لازم، نمىتوانند قانونشناس و مجتهد شوند؛ قرآن راهكارى جالب براى تحقيق در مسائل اسلامى، ارائه كرده و آن اين است كه از هر طايفه و قبيله، گروهى به حوزهها و مراكز دينى و اسلامى بروند تا فقيه و متخصص دين گردند و جامعه خود را نسبت به مسائل اسلامى آشنا سازند. از طرف ديگر بر امّت اسلامى نيز لازم و واجب شده است كه از انسانهاى آگاه، متخصص و صاحب نظر در أمر دين تقليد و اطاعت نمايند. در واقع آيه فوقالذكر، سنگ بناى آغازين حوزههاى علميه در كشورهاى اسلامى را بر جايگاه مناسب خويش نهاده و سيستم «اجتهاد و تقليد» را به روشنى معرفى كرده است. [٢]
٢- (فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَاتَعْلَمُونَ) [٣]
اگر نمىدانيد، از اهل ذكر سؤال كنيد.
اين آيه نيز دلالت دارد كه افراد نادان بايد به آگاهان رجوع كرده و احكام الهى را از آنان بپرسند.
بديهى است سؤال مقدمه عمل و يا اعتقاد به آن است وگرنه واجب بودن سؤال، بدون واجب شدن عمل و ايمان به آن، لغو و بيهوده است. بنابراين فرمان سؤال براى واجب نمودن عمل بر طبق نظر فقيه است. همچنين اگر فتواى عالم حجّت نباشد، واجب بودن سؤال از وى، لغو و بيهوده است. پس اين آيه نيز بر مشروعيت و ضرورت تقليد و حجّيت فتواى فقيه دلالت دارد.
[١] - توبه (٩)، آيه ١٢٢
[٢] - فلسفه اجتهاد و تقليد، محمد دشتى، ص ٢٠
[٣] - انبيا (٢١)، آيه ٧