کلیات فقه اسلامی - علی نوری، علیرضا - الصفحة ١٧ - مقدمه
مقدمه
براى آگاهى از جايگاه والاى فقه در بيان مسائل اسلامى، بايد توجه نمود كه انسان با سه حقيقت خارج از وجود خودش رابطه دارد؛ رابطه با خداوند، با طبيعت و با انسانهاى ديگر. فراگيرى معارف و احكام اسلام نسبت به انواع روابط ياد شده ضرورى و غير قابل انكار است؛ چرا كه اسلام به عنوان دين خاتم و كامل، تنها به بيان وظايف فردى و تنظيم رابطه ميان انسان و خداوند نپرداخته، بلكه بخش مهمى از قوانين و مقررات اسلام به تنظيم روابط اجتماعى و سياسى و حل مشكلات جامعه اختصاص دارد كه علم فقه، متكفل عرضه آنها به جامعه بشرى است.
به عبارت ديگر، عناصر تشكيلدهنده دين عبارتند از: اعتقادات، اخلاقيات و احكامى كه براى دينى كردن زندگى انسان يعنى حركت و سلوك در مسيرى كه دين معين كرده وضع شدهاند و اين بخش اخير يعنى احكام، «فقه» ناميده مىشود و آنچه در جهان امروز تحت عنوان قوانين اقتصادى و تجارى، قوانين بهرهورى از طبيعت و زمين و حدود مالكيت انسان، حقوق مدنى، خانوادگى، جزايى، سياسى و ... مطرح است، در ابواب گوناگون فقه اسلامى با نامهاى ديگرى ديده مىشود، با اين ويژگى كه مجموعه نظام حقوقى اسلام و احكام و قوانين فقهى آن، ارتباط وثيق و محكمى با اخلاق و معنويت دارد و بر اساس كرامت انسان و تقرب او به خداوند پايهريزى شده است و با توجه به