کلیات فقه اسلامی - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٢٣١ - قاعدة دفع حد
مىكنند و در اوقات نماز او را مىزنند و بر او سخت مىگيرند تا توبه كند و اگر توبه نكرد تا ابد در حبس مىماند.
ز- مرتدّ ملّى: كسى است كه هنگام انعقاد نطفهاش، پدر و مادرش هر دو كافر بودهاند و هنگام بلوغ هم كافر بوده سپس اسلام آورده و بعد از آن از اسلام روى گردانده و كافر شده است. چنين كسى اگر مرد باشد، زنش از او جدا مىشود و او را توبه مىدهند و بنابر احتياط تا سه روز توبه مىدهند و اگر توبه نكرد روز چهارم كشته مىشود. [١] مرتد ملّى اگر زن باشد، حكمش همان است كه در مورد مرتد فطرى زن، بيان شد.
٢- رجم يا سنگسار كردن؛ براى مرد و زن محصنى كه با فرد بالغ و عاقل زنا كنند.
منظور از احصان اين است كه مرد، زندار و زن، شوهردار باشد به گونهاى كه در صورت تمايل، بدون هيچ مانعى بتوانند از همديگر كام بگيرند. [٢]
٣- صد تازيانه؛ براى مرد زناكارى كه محصن نيست و براى زن عاقل و بالغى كه با كودكى زنا كند- اگر چه زن محصنه باشد- و براى زن زناكار غير محصنه. صد تازيانه و سپس سنگسار كردن براى زناى پيرمرد و پيرزنى كه محصن باشند.
٤- هشتاد تازيانه؛ براى كسى كه شراب نوشيده و يا به زن پاكدامن، عاقل و مسلمانى افترا ببندد.
٥- بريدن چهار انگشت دست راست؛ كسى كه براى اولين بار دزدى كرده است.
اجراى حد دزدى منوط به شرايط خاصى درباره دزد و مال دزديده شده است.
قاعده دفع حد
دين اسلام براى حفظ جان و آبروى افراد، احتياط لازم را به كار برده و حدود را وقتى قابل اجرا مىداند كه جرم و جنايت با وجود شرايط خود، محرز شده باشد. بنابراين پيدايش هر گونه شبههاى موجب مىشود كه حد، قابل اجرا نبوده و متّهم معاف گردد.
شيخ صدوق از رسول خدا ٦ نقل كرده كه فرمود:
[١]- ر. ك. تحرير الوسيله، ج ٢، ص ٤٤٥
[٢] - ر. ك. همان، ص ٤١٣-٤١٤