کلیات فقه اسلامی - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٧٣ - نقش تقلید در اقتدار فقها
خلاصه
«تقليد» در اصطلاح، عمل كردن به فتواى مجتهد است- و غير از اعتقادات و احكام ضرورى- بقيه مسائل دين در حوزه تقليد قرار مىگيرند. تقليد از مجتهد به موجب ايمان به مبدأ و معاد، ضرورت دارد؛ زيرا راه شناخت احكام الهى براى افراد غير مجتهد، منحصر به تقليد است.
دلائل لزوم تقليد در فروع دين عبارتند از: ١- سيره عقلا مبنى بر رجوع جاهل به عالم كه در اسلام نيز از آن نهى نشده است. ٢- آياتى مثل آيه «نَفْر» بر اين مطلب دلالت دارند كه عدهاى بايد فقيه در دين شوند و سپس با ابلاغ آن به مردم، آنان را بيم دهند و بر مردم نيز لازم است كه احكام ابلاغ شده الهى را بپذيرند. ٣- در روايات نيز دستور داده شده كه احكام دين را از عالمان امين بگيرند.
مرجع تقليد شرايطى دارد كه عبارتند از: مرد بودن، شيعه دوازدهامامى بودن، حلالزادگى، زنده بودن، داشتن عدالت، اجتهاد و أعلميت.
تقليد ابتدايى از ميت جايز نيست؛ بديهى است تقليد از مجتهد زنده از سويى وسيله رشد فقه و از سوى ديگر سبب پاسخيابى به احكام نوظهور مىباشد.
تقليد نقش مؤثرى در اقتدار فقيهان دارد و با همين پشتوانه اجتماعى بوده كه آنان در طول تاريخ حافظ استقلال كشورهاى اسلامى بوده و هستند. تاريخ صدساله اخير ايران به خصوص مبارزه امام خمينى رحمه الله گواه روشن اين مطلب است.