مبانى انديشه اسلامى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦١
ب- شفاعت «شفاعت» در زبان فارسى به معناى خواهشگرى، پا در ميانى، ميانجىگرى، در خواست و استدعاى عفو و بخشش است. «١» راغب اصفهانى در مفهوم آن آورده است: «شفاعت، همراه شدن با خواهشگر است براى يارى رساندن به او و بيشتر در جايى كاربرد دارد كه همراه شونده (شفيع) حرمت و مرتبتى بالاتر از درخواست كننده دارد.» «٢» شفاعت با همين مفهوم در باره قيامت و حساب رسى و فرجام مردمان مطرح شده و در آيات متعددى از قرآن مجيد و روايات گوناگون معصومين (ع) از آن سخن به ميان آمده است و مىتوان گفت از مباحث قطعى و ضرورى رستاخيز است.
حقيقت شفاعت انسانها، كم و بيش در سير تكاملى خويش به سوى خدا دچار لغزش مىشوند. اگر اين لغزش جبران نشود، قرب به خدا ميسر نمىگردد و هر چه انسان بيشتر از خدا دور شود، نكبت و نگون بختى او نيز بيشتر است. از سوى ديگر در ميان آدميان، كسانى هستند كه مسير قرب به سوى خدا را با سرعت و بدون لغزش طى مىكنند، از هر چه غير خداست مىگسلند و به حضرت حق مىپيوندند. چنين كسانى، چون شيرينى قرب را چشيدهاند و از تلخى دورى از خدا نيز باخبرند، مىكوشند تا ديگران را نيز همراه خويش به سوى حق، بالا ببرند و از دوزخ جهل و اعمال و اخلاق زشت نجات بخشند و به مينوى رحمت و نعمت الهى وارد سازند.
حقيقت شفاعت نيز همين است كه در دو سراى به هم پيوسته تحقق مىيابد؛ نخست در سراى دنيا- كه مقدمه آخرت است- مردم را به سوى خدا، تقوا، عمل صالح، عبادت و اطاعت از حق فرا مىخوانند، الگوى آنان مىشوند و آنان را به اسباب قرب رهنمون مىسازند و تلاش مىكنند تا پيروان خويش را با خود همراه ساخته، به سرمنزل مقصود برسانند.
همين همراهى و راهنمايى آنها در سراى ديگر (سراى آخرت) نيز نمود پيدا مىكند و شفيعان، شفاعت شوندگان را به پيشگاه قرب ربوبى رهنمون مىسازند. هر كس در مرحله