مبانى انديشه اسلامى(2)

مبانى انديشه اسلامى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥

درس سوم: زمان احتضار سكرات مرگ‌ فرا رسيدن مرگ و خروج روح از بدن، همراه سختى‌هاى فراوانى است كه در قرآن و روايات از آن به «سكرات مرگ» تعبير شده است. قرآن مجيد در اين باره مى‌فرمايد:
وَجَآءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ. (ق: ١٩)
و سرانجام سكرات مرگ، بحق فرا مى‌رسد [و به انسان گفته مى‌شود:] اين همان چيزى است كه تو از آن مى‌گريختى.
سكرات مرگ، حالتى شبيه مستى و بى‌هوشى است كه بر اثر فرارسيدن مرگ به صورت اضطراب و انقلاب فوق‌العاده‌اى در انسان جلوه‌گر مى‌شود و او را در حيرت و ناآرامى شديد فرو مى‌برد. حتى انبيا و مردان الهى كه در لحظه مرگ از آرامش خاصى برخوردارند، از مشكلات و شدايد آن بى‌نصيب نيستند. «١» در حالات پيامبر (ص)، ذكر شده است كه در لحظات آخر عمر، دست خود را در ظرف آبى فرو مى‌برد و به صورت مى‌كشيد و ذكر «لا الهَ الَّا اللَّهُ» را زمزمه مى‌كرد و مى‌فرمود:
انَّ لِلْمَوْتِ سَكَراتٌ. «٢» مرگ، سكرات و شدايدى دارد.
اين لحظه حساس در سخنان امام على (ع) چنين وصف شده است: