مبانى انديشه اسلامى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٨
يا هذا كُفَّ عَنِ الْغيبَةِ فَانَّها ادامُ كِلابِ النَّارِ. «١» اى فلانى! غيبت نكن كه غيبت، نانخورش سگهاى دوزخ است.
شگفتىهاى دوزخ دوزخ از شگفت آورترين پديدههاى آفرينش و داراى درك و شعور است و دوزخيان را به خوبى مىشناسد و آنان را از ميان مردم جدا مىكند:
كَلَّا إِنَّهَا لَظَى نَزَّاعَةً لِلشَّوَى تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى. (معارج: ١٥- ١٧)
نه چنين است. آتش دوزخ زبانه مىكشد، پوست سر و اندام را مىكند و مىبرد [و] هر كه را پشت كرده و روى برتافته فرا مىخواند.
دوزخ از جاى جاى خويش و تعداد دوزخيان و ظرفيت پر شده و خالى خود باخبر است.
يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ. (ق: ٣٠)
روزى كه به جهنّم مىگوييم آيا از وجود كافران مملو شدى؟ و او مىگويد آيا دوزخيان بيش از اين هم هستند؟
همچنين از بينايى برخوردار است:
إِذَا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظاً وَزَفِيراً. (فرقان: ١٢)
چون دوزخ، آنان را از فاصلهاى دور ببيند، خشم و خروشى از آن بشنوند.
دوزخيان واژههاى اصحاب النار، اصحاب السعير، اصحاب الجحيم و اصحاب المشئمه، در قرآن مرادف دوزخيان است. واژه نخستين بيش از ديگر واژهها در آيات قرآن به كار رفته است.
آيات مربوط به دوزخ، اوصاف، نوع گناه، نوع عذاب، گفت و گوى دوزخيان، مشاجره آنان با يكديگر، درخواست و نياز آنان و ... را بيان كرده و همانند ساير آيات پيرامون قيامت، در نوع خود بىنظير است؛ بدين معنا كه كسى جز خدا و آن كه علمش را از خدا فرا گرفته نمىتواند از جهان آخرت سخن بگويد. اكنون با استمداد از آيات و روايات به شرح گوشهاى از حالات دوزخيان مىپردازيم: