مبانى انديشه اسلامى(2)

مبانى انديشه اسلامى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١

است و نيز مرگ را مرحله انتقال به نوع عالى‌تر و كامل‌تر از زندگى بدانيم كه زندگى فعلى در مقايسه با آن، مرگ محسوب مى‌شود، نه تنها وحشتناك و نفرت‌انگيز نخواهد بود، بلكه زيبا و دوست داشتنى خواهد شد.
ج. ترس از كيفر اعمال‌ گروهى از مرگ وحشت دارند، اما نه به اين معنا كه مرگ را فناى مطلق مى‌دانند و منكر زندگانى پس از آن‌اند، بلكه آن چنان پرونده اعمال خود را سياه و تاريك كرده‌اند كه گويى با چشمان خود، كيفرهاى سنگين و مجازاتهاى دردناك بعد از مرگ را، مشاهده مى‌كنند و يا احتمال آن را مى‌دهند و چون بايد پاسخگوى زشتكارى خود باشند از وقوع آن روز وحشت دارند. قرآن كريم مى‌فرمايد:
وَ لا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ. (جمعه: ٧)
آنان [يهوديان‌] به سبب اعمالى كه از پيش فرستاده‌اند، هرگز تمناى مرگ نمى‌كنند.
اين آيه اشاره دارد به ادعاى قوم يهود كه خود را از دوستداران حقيقى خدا قلمداد مى‌كردند. قرآن كريم مى‌فرمايد: ادعاى دروغين مى‌كنند، زيرا اگر راست مى‌گفتند و دوستدار خدا بودند بايد شوق ديدار خدا و آرزوى مرگ مى‌داشتند.
شخصى از امام حسن (ع) پرسيد: چرا از مرگ مى‌ترسيم؟ فرمود:
إِنَّكُمْ أَخْرَبْتُمْ اخِرَتَكُمْ وَ عَمَّرْتُمْ دُنْياكُمْ فَأَنْتُمْ تَكْرَهُونَ النَّقْلَةَ مِنَ الْعُمْرانِ إِلَى الْخَرابِ. «١» شما آخرت خود را ويران و دنيايتان را آباد كرده‌ايد. پس ناپسند مى‌داريد كه از آبادانى به سوى خرابى برويد.
د. فراهم نكردن توشه آخرت‌ بنابر روايات يكى ديگر از علل ترس از مرگ، فراهم نساختن ره توشه آخرت است. امام صادق (ع) از پدر گرامى‌اش امام باقر (ع) نقل كرده است كه فرمود:
مردى خدمت پيامبر (ص) آمد و عرض كرد: «چرا من مرگ را دوست ندارم؟» حضرت فرمود: «آيا مال و ثروت دارى؟» عرض كرد: «بله.» فرمود: «آيا آن را پيش فرستاده‌اى [و در كار خير و براى آخرت صرف كرده‌اى‌]؟» عرض كرد: «نه.» فرمود: «به همين علت مرگ را دوست نمى‌دارى.» «٢»