مبانى انديشه اسلامى(2)

مبانى انديشه اسلامى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨

صورت عادى و طبيعى ملاقات كرد. حضرت ابراهيم (ع) فرمود: اگر مجازات بدكاران فقط ديدن تو با اين چهره وحشتناك باشد، آنها را بس است. ديگر بار حضرت ابراهيم (ع) از ملك الموت خواست به شكلى درآيد كه براى قبض روح مؤمنان مجسم مى‌شود. پس ملك‌الموت به آن حضرت گفت: روى برگردان! پس از لحظه‌اى به او نگريست. جوانى را ديد خوش‌سيما كه لباسى زيبا به تن دارد و عطرى دل‌انگيز از او به مشام مى‌رسد. حضرت به او فرمود: براى مؤمنان ديدن سيماى زيباى تو، بالاترين پاداش است. «١» ٢. مشاهده پيامبر و ائمه (ع)
ملاقات پيامبر اكرم (ص) و ائمه (ع)، از رخدادهاى لحظه مرگ است كه تنها به مؤمنان اختصاص ندارد، بلكه كفّار و دشمنان اهل بيت هم آنان را مى‌بينند، ولى مؤمنان، مسرور و تبهكاران و مجرمان شرمسار و سرافكنده مى‌شوند.
امام على (ع) فرمود:
مَنْ احَبَّنى‌ وَجَدَنى‌ عِنْدَ مَماتِهِ بِحَيْثُ يُحِبُّ وَمَنْ ابْغَضَنى‌ وَجَدَنى‌ عِنْدَ مَماتِهِ بِحَيْثُ يَكْرَهُ. «٢» كسى كه مرا دوست دارد، هنگام مرگ مرا آن گونه مى‌يابد كه دوست دارد و كسى كه مرا دشمن مى‌دارد، هنگام مرگش مرا آن گونه مى‌يابد كه دوست نمى‌دارد.
نقل كرده‌اند كه در چهره يكى از شيعيان و محبّان اهل بيت (ع) به نام اسماعيل بن محمد، معروف به سيّد حميرى هنگام مرگ نقطه‌اى سياه نمايان شد و رفته رفته گسترش يافت، به گونه‌اى كه تمام صورتش را پوشانيد. دوستان او از اين موضوع ناراحت و شرمسار و همسايگانش كه از دشمنان ائمه (ع)، بودند، خوشحال شدند؛ ولى مدّتى نگذشت كه نقطه‌اى سفيد در صورت سيّد نمايان شد و به تدريج تمام صورت او را فرا گرفت، به طورى كه صورتش نورانى و درخشان شد. در اين هنگام چشم باز كرد و تبسّم كنان گفت: آنان كه گمان كرده‌اند، على (ع)، دوستان خود را در لحظه مرگ تنها مى‌گذارد، اشتباه كرده‌اند. پروردگارم گناهان مرا بخشيد و مرا اهل بهشت قرار داد. به دوستان على بگوييد كه او و اهل بيتش را تا دم مرگ دوست بدارند. «٣»