مبانى انديشه اسلامى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤
اللَّهُمَّ بِعِلْمِكَ الْغَيْبِ وَ قُدْرَتِكَ عَلَى الْخَلْقِ احْيِنى ما عَلِمْتَ الْحَياةَ خَيْر اًلى وَ تَوَفَّنى اذا كانَتِ الْوَفاةُ خَيْر اًلى. «١» پروردگارا! به علم غيبت و قدرتت بر خلق، سوگندت مىدهم، تا آن گاه كه زندگى را برايم بهتر مىدانى مرا زنده بدار و هر گاه مرگ را برايم بهتر مىدانى، مرا بميران.
پس، زندگى دنيوى در جهانبينى اسلامى، پسنديده است، ولى فرصتى است براى نيل به رشد و كمال بيشتر. حضرت على (ع) مىفرمايد:
انَّ عُمْرَكَ مَهْرُ سَعادَتِكَ انْ انْفَذْتَهُ فى طاعَةِ رَبِّكَ. «٢» اگر عمرت را در راه اطاعت پروردگارت سپرى كنى، مايه خوشبختى توست.
البته گاه مرگ بر زندگى ترجيح مىيابد؛ يكى آن گاه كه آدمى در برخورد با نامردمىها و فشارهاى شديد روحى آرزوى مرگ مىكند، و ديگر در جايى كه مرگ، موجب كمال بيشترى است؛ مانند شهادت. اگر آرزوى مرگ در سخنان بزرگان دين آمده، بيشتر در اينگونه شرايط بوده است. امام حسين (ع) هنگام حركت به سوى عراق فرمود:
چه بسيار در اشتياق ديداررفتگان خاندان خود هستم؛ همانند اشتياقى كه يعقوب به ديدار يوسف داشت. «٣» اصحاب و شيفتگان اهل بيت عصمت (ع) نيز اين گونهاند. بُرَيْر بن خضير همدانى، كه از اصحاب با وفاى سيدالشهدا (ع) بود، هنگامى كه به لقاى پروردگار و فردوس و شهادت يقين پيدا كرد، از خوشحالى، مزاح و شوخى مىكرد با اينكه هيچ گاه اهل مزاح نبود. «٤» پرسش ١. معناى مرگ در فرهنگ دينى چيست؟
٢. در آياتى كه از مرگ به «توفّى» تعبير شده، به چه حقيقتى اشاره شده است؟
٣. امام جواد (ع) مرگ را به چه تشبيه كرده است؟
٤. علل ترس از مرگ چيست؟
٥. عامل اساسى نهراسيدن از مرگ چيست؟
مبانى انديشه اسلامى(٢) ٢٩ ٣. مشاهده جايگاه اخروى ص : ٢٩ ٦. معصومين (ع) چگونه عمرى را از خداوند درخواست مىكردند؟