مبانى انديشه اسلامى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥
و محدوديتها، در جوار رحمت الهى به نعمت لقاى معبود خويش در بهشت رضوان نايل آيند. از شادى و شعف، سيمايشان برافروخته مىگردد و از نتيجه كوشش و تلاش خود در دنيا، راضىاند و به مقامهاى عالى راه مىيابند:
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناعِمَةٌ لِسَعْيِها راضِيَةٌ فِى جَنَّةٍ عالِيَةٍ. (غاشيه: ٨- ١٠)
چهرههايى در آن روز شاداب و باطراوتند و از سعى و تلاش خود خشنودند، در بهشتى عالى جاى دارند.
اما گروه ديگر، رخسارشان در هم شكسته و ذلت بار است و در رنج و مشقت خواهندبود:
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ عامِلَةٌ ناصِبَةٌ. (غاشيه: ٢- ٣)
چهرههايى در آن روز خاشع و ذلت بارند، آنها كه پيوسته عمل كرده و خسته شدهاند [و نتيجهاى عايدشان نشده است].
اين گروه كه از دنيا جز روى گردانى از حق، عناد، نفاق، گمراهى و ستم توشهاى براى خود نياوردهاند، چهرههايى سياه و پوشيده از اندوه و خوارى دارند.
آنگاه كه فرياد سهمگين قيامت برآيد، انسان از برادر و پدر و مادر و زن و فرزندش مىگريزد؛ روزى كه هر كسى گرفتار كار خويش است. چهرههايى در آن روز درخشان و فرحناك است و چهرههايى، گرد اندوه و خاك مذلّت، آنها را پوشانيده است. اينان، كافران و گناهكارانند:
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ تَرْهَقُها قَتَرَةٌ اولئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ. (عبس: ٣٨- ٤٢)
چهرههايى در آن روز گشاده و نورانى است، خندان و مسرور است، و صورتهايى در آن روز غبار آلود است، و دود تاريكى آنها را پوشانده است، آنان همان كافران فاجرند.
بنابراين، در صحنه محشر، پاكان و ناپاكان، نيكوكاران و گناهكاران، از چهره و سيمايشان شناخته مىشوند:
يُعْرَفُ الُمجْرِمُونَ بِسيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصى وَالْاقْدامِ. (الرحمن: ٤١)
گناهكاران به سيمايشان شناخته مىشوند. پس، به موى پيشانى و گامها گرفته مىشوند.
سنجش اعمال در قيامت از نامهاى روز قيامت «يومالحساب» است؛ زيرا روز قيامت، روز حساب و محاسبه است. در آن روز همه مردم براى داورى در دادگاه قيامت حاضر مىشوند و به حساب عقايد و