مبانى انديشه اسلامى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠
مىكند و مىگويد: فرزندانم، من شما را بسيار دوست مىداشتم و در تمام زندگى خويش پشتيبان شما بودم. شما براى من چه داريد؟ پاسخ مىدهند: تو را مىبريم در قبر دفن مىكنيم. رو به عمل مىكند و مىگويد: به خدا، من به تو توجهى نداشتم و به تو بىميل بودم. تو براى من چه دارى؟ عمل مىگويد: من همنشين و همراه تو هستم. در قبر و روزى كه برانگيخته مىشوى و تا هنگام حساب تو را همراهى مىكنم. «١» ٥. حاضر شدن شيطان از حوادث لحظه مرگ، حضور شيطان نزد محتضر است. شيطان قسم ياد كرده است كه همه انسانها جز مخلصين را بفريبد «٢» و براى عملى ساختن هدف شوم خود، تا آخرين لحظه از پاى نمىنشيند و حتى در حال مرگ انسان نيز به سراغش مىرود و مىكوشد تا او را بفريبد و دين و ايمانش را بگيرد؛ به طورى كه نتواند شهادتين را بر زبان جارى سازد و بىايمان از دنيا برود. امام صادق (ع) مىفرمايد:
مرگ كسى فرا نمىرسد مگر شيطان، اعوانش را مأمور مىكند كه شخص محتضر را به كفر درآورند و او را در دينش به شك اندازند تا روح از بدنش خارج شود؛ ولى اگر شخص محتضر از مؤمنان حقيقى باشد، شيطان بر اين كار قادر نيست. هنگامى كه نزد محتضر حضور مىيابيد، شهادت به يگانگى خدا و رسالت پيامبر (ص) را به او تلقين كنيد تا روح از بدنش مفارقت كند. «٣» بنابراين، هنگام جان دادن محتضر، شيطان و يارانش او را احاطه مىكنند تا او را بفريبند و اينجاست كه «حسن عاقبت» و «سوء عاقبت» مطرح مىشود. ممكن است كسى عمرى به صورت عادت نماز بخواند و روزه بگيرد، ولى به دليل پايدار نشدن ايمان در قلب او و دلبستگى به دنيا- همان گونه كه در دنيا همواره به دنبال شيطان مىدويده- در لحظه آخر نيز فريب شيطان را بخورد و بىايمان از دنيا برود. خصلتهاى ناپسند و شيطانى مانند حسد، تكبر، دلبستگى به دنيا، عاق والدين و ... موجب سوء عاقبت مىشود. به ماجراى زير توجه كنيد:
شخصى كه اهل مسجد و مدرسه بود، مريض شد و در آستانه مرگ قرار گرفت. استادش كه براى عيادت او آمده بود، براى وى سوره «يس» را قرائت كرد. شاگرد با دست به استاد اشاره