مبانى انديشه اسلامى(2)

مبانى انديشه اسلامى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣

سپس، آن حضرت براى اينكه حقيقت را بيشتر آشكار كند، پرسيد:
چرا كودك و ديوانه، از خوردن دارويى كه بدن را سالم مى‌كند و درد را از ميان مى‌برد، خوددارى مى‌كند؟
مرد گفت: «زيرا آنان از فايده دارو ناآگاهند.» حضرت جواد (ع) فرمود: «سوگند به آن كسى كه به حقّ، محمد (ص) را به پيامبرى برانگيخت، كسى به درستى خود را براى مرگ آماده نمى‌كند، مگر اينكه براى او از اين دارو براى بيمار سودمندتر است. آگاه باش! اگر مردم مى‌دانستند كه مرگشان به چه نعمت‌هايى مى‌انجامد، آن را دوست مى‌داشتند؛ بسيار بيشتر از خردمندى كه خوردن دارو را براى دفع بيمارى‌ها و جلب سلامتى دوست مى‌دارد. «١» عامل اساسى براى نهراسيدن از مرگ، ايمان به مبدأ و معاد، عمل صالح و تقرّب به خداست و هر قدر ايمان و عمل شايسته بيشتر شود، ترس از مرگ كمتر مى‌گردد، بلكه بر اثر ايمان و عمل صالح انسان به جايى مى‌رسد كه نه تنها از مرگ نمى‌هراسد كه مشتاق آن نيز مى‌شود؛ زيرا مرگ را وسيله رسيدن به محبوب و دار كرامت آخرت مى‌بيند.
معصومين و آرزوى مرگ‌ زندگى دنيا، مقدّمه‌اى براى زندگى آخرت است. اگر از اين مقدّمه براى نيل به كمال بهره جسته شود، هر چه طولانى‌تر شود، بهتر است؛ زيرا بر كمال انسان مى‌افزايد و انسان در آخرت از درجات بالاترى برخوردار مى‌گردد. از اين رو، مى‌بينيم كه بزرگان دين، از خدا خواسته‌اند كه عمرى طولانى بدانان دهد و در دعا به ما آموخته‌اند كه از خدا طول عمرى همراه عافيت بخواهيم. امام سجّاد (ع) چنين از درگاه خداوند مى‌خواهد:
وَ عَمِّرْنى‌ ما كانَ عُمْرى‌ بِذْلَةً فى‌ طاعَتِكَ فَاذا كانَ عُمْرى‌ مَرْتَعاً لِلشَّيْطانِ فَاقْبِضْنى‌الَيْكَ. «٢» پروردگارا! تا آن گاه كه عمر من در راه طاعت تو است، بر آن بيفزاى. اما اگر عمر من چرا گاه شيطان شد، جان مرا بگير.
همچنين، حضرت فاطمه زهرا (س) به پيشگاه الهى عرضه مى‌دارد: