خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت

خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٨٢

رخنه مى‌كند و تو به سبب اعمالت كيفر مى‌بينى. پس در دنيايت كه از تو جدا شدنى است، كارهاى نيكت را بر باد ده. گويا تو را به باطلت كه به سر آمده، مى‌گيرند و به آنچه كرده‌اى و واژگونت ساخته، مؤاخذه كنند. پس آنگاه به زبانه آتش در مى‌افتى، بى آنكه خداوند بر تو هيچ ستم رانده باشد، كه پروردگارت هرگز بر بندگان ستم نمى‌راند. «١» پاسخهاى معاويه به نامه‌هاى هدايتگر امام (ع)، بس بى‌شرمانه بود تا جايى كه ابن ابى الحديد آرزو مى‌كند كاش كار امام على (ع) بدان جا نمى‌كشيد كه معاويه خود را همسان او بپندارد و چنين نامه‌هاى وقيحانه‌اى بنويسد. «٢» در پاسخ بس گستاخانه معاويه به همين نامه امام (ع) چنين آمده است:
اما بعد، آلودگى قلبت چه بسيار است و بر ديدگانت چه پرده‌اى افتاده «تنگ چشمى، شيوه تو و حسد ورزى، خوى توست. پس براى نبرد مهيا شو و بر ضربه شمشير شكيبا باش. خداى را سوگند كه وضع بدان سان كه مى‌دانى، باز خواهد گشت، و سرانجام نيك از آن تقوا پيشگان است. هيهات! هيهات! آرزويت تو را به خطا افكنده و جانت در زمره هوسرانان به هوس افتاده. پس بر جاى خود بنشين و روزگارت را به آرامى بگذران تا دريابى كه در قياس با كسى كه كوهها صبرش را پيمانه مى‌كنند و دانشش، شك زدگان را به باور مى‌رساند، چگونه‌اى؟ والسلام! «٣» ٥- امام على (ع) با خوارج نيز بارها گفت و گو كرد و همه همت خود را براى به راه آوردن آنان به كار گرفت. گاه كسانى همچون عبداله بن عباس و