خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت

خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٥٢

كتاب ينابيع المودّة از كتاب مناقب از سليم بن قيس هلالى نقل مى‌كند كه روزى مردى به خدمت على (ع) آمد و پرسيد: كمترين چيزى كه انسان در پرتو آن جزء مؤمنان خواهد شد چه چيز است؟ و نيز كمترين چيزى كه با آن جزء كافران و يا گمراهان مى‌گردد كدام است؟ امام فرمود: امّا كمترين چيزى كه انسان به سبب آن در زمره گمراهان در مى‌آيد اين است كه حجت و نماينده خداو شاهد و گواه او را كه اطاعت و ولايت او لازم است نشناسد، آن مرد گفت: يا امير المؤمنين! آنها را براى من معرفى كن. على (ع) فرمود: همان‌ها كه خداوند در رديف خود و پيامبر (ص) قرار داده و فرمود:
«اطيعوا اللَّه و اطيعوا الرسول و اولوالامر منكم» آن مرد گفت: فدايت شوم باز هم روشن‌تر بفرما. على (ع) فرمود: همان‌هايى كه رسول خدا (ص) در موارد مختلف و در خطبه روز آخر عمرش از آنها ياد كرد وفرمود: «انى تارك فيكم الامرين لن تضلوا بعدى ان تمسكتم بهما كتاب اللَّه و عترتى»، من در ميان شما دوچيز به يادگار گذاشتم كه اگر دست به دامن آنها بزنيد هرگز بعد از من گمراه نخواهيد شد، كتاب خدا و خاندانم. «١» ٤- ولى فقيه عادل‌ در زمان غيبت ولى عصر (عج) آنگاه كه فقيه عادلى به استظهار رأى مردم، زمام حكومت را در دست گرفت، قبول ولايت او يعنى التزام عملى به دستورات و فرامين حكومتى او كه با رعايت مصالح عمومى به منظور سامان دهى به جامعه اسلامى صادر مى‌گردد، امرى لازم از سوى هر مؤمن و خودى است.