خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٦٣
عنوان «حزباللهى» ياد شده است. در قرآن مجيد در دو آيه تعبير «حزب اللّه» به كار رفته است؛ يكى در همين آيه و ديگرى در آيه ٥٦ سوره مائده.
در آنجا نيز بعد از بيان مسأله ولايت و وجوب اطاعت خدا و رسول و آن كس كه در حال نماز انفاق كرده است يعنى حضرت امير (ع)، مىفرمايد:
وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ.
و كسانى كه ولايت خدا و پيامبر او و افراد با ايمان را بپذيرند (پيروزند؛ زيرا آنها حزب اللّهاند و) حزب اللّه پيروز است.
بنابراين از نظر قرآن كسى كه تولّى و تبّرى و حبّ و بغض فى اللّه داشته باشد، يعنى ولايت اولياى حق را بپذيرد و مرزبندى با دشمنان خدا و رسول را رعايت كند، چنينشخصى «حزب اللهى» است.
شايان ذكر است كه در نقطه مقابل تعبير «حزب الله»، تنها در يك مورد (آيه ١٩ سوره مجادله) تعبير «حزب شيطان» به كار رفته است و مهمترين وصف آنان را در آيه ١٤ همان سوره، داشتن ارتباط با دشمنان خدا و رعايت نكردن مرزبندى لازم با آنان برشمرده است.
٢. منافق، مصداق غير خودى ٢- ١- داشتن ارتباط ممنوع با بيگانه:
منافقان برخلاف مؤمنان كه مرزبندىهاى لازم با بيگانگان و افراد غير خودى عقيدتى را رعايت مىكنند، از نظر فكرى به لزوم داشتن ارتباط با غير خودى معتقدند و از نظر عملى نيز اين ارتباط ممنوع را برقرار مىسازند و در نتيجه، خود به يكى از طرفهاى جبهه غير خودى تبديل مىشوند. در اين رابطه مىخوانيم: