خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت

خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٥٣

در همين رابطه امام خمينى (ره) در كتاب ولايت فقيه مى‌فرمايد:
اكنون كه دوران غيبت امام پيش آمده ... اگر فرد لايقى كه داراى اين دو خصلت (فقاهت و عدالت) باشد، به پاخاست و تشكيل حكومت داد، همان ولايتى را كه حضرت رسول اكرم (ص) در امر اداره جامعه داشت دارا مى‌باشد و بر همه مردم لازم است كه از او اطاعت كنند. اين توهم كه اختيارات حكومتى رسول اكرم (ص) بيش‌تر از حضرت امير (ع) بوده يا اختيارات حكومتى حضرت امير (ع) بيش از فقيه است، باطل و غلط است.
البته فضائل حضرت رسول اكرم (ص) بيش از همه عالم است و بعد از ايشان فضايل حضرت امير (ع) از همه بيش‌تر است؛ لكن زيادى فضائل معنوى، اختيارات حكومتى را افزايش نمى‌دهد. «١» ٥- ساير مؤمنان‌ يك فرد مؤمن بايد با ساير افراد خودى تولّى و همگرايى داشته باشد؛ يعنى آنان را دوست بدارد و حامى و كمك كارآنان باشد.
لازمه داشتن چنين تولّى نسبت به ديگر هم‌كيشان و خودى‌ها، رعايت برخى آداب و تعهدات در قبال ايشان است كه به چندمورد از آنها اشاره مى‌گردد:
٥- ١- مهرورزى:
مهرورزى و عشق ورزى نسبت به ديگران از خصايص انسانى يك مؤمن است، ليكن وقتى طرف مقابل آن، مؤمن ديگرى باشد، رنگ و روى ديگرى به خود مى‌گيرد. امام صادق (ع) در حديثى مى‌فرمايد: