خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت

خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٢٠

ج) پيشينه جريان‌هاى غيرخودى (سياسى) درتاريخ اسلام‌ مرورى بر تاريخ اسلام به ويژه دوران پيامبر اكرم (ص) و امام على (ع) گوياى وجود جريانات غيرخودى است كه در اينجا به مواردى از آن اشاره مى‌گردد:
١. دوران پيامبر اكرم (ص)
ظهور اسلام در جزيرة العرب و هجرت پيامبر اكرم (ص) پس از آن به مدينه، شاهد بروز دو جريان نيرومند غيرخودى بود: جريان غير خودى مشركان و يهود به عنوان غير خودى‌هاى اعتقادى و جريان غير خودى منافقان و عناصر فريب خورده و سست عنصر به عنوان غير خودى‌هاى سياسى.
جريان غيرخودى منافقان كه بر اساس ملاكها و معيارهايى كه در فصل بعدى بيان خواهد شد، مصداق كامل غير خودى سياسى است، پس از هجرت پيامبر اكرم (ص) به مدينه و تأسيس اولين حكومت اسلامى از سوى حضرتش شكل گرفت. اين جريان از خطرناك‌ترين جريان‌هاى غير خودى بود. از اين رو مى‌بينيم قرآن مجيد كه در آغاز سوره بقره مردم را به سه گروه مؤمن، كافر و منافق تقسيم مى‌كند، اوصاف گروههاى اول و دوم را به ترتيب در چهار و دو آيه بيان مى‌نمايد، در حالى كه خصوصيات گروه سوم را در سيزده آيه ذكر مى‌كند. لذا در حديثى از امام على (ع) به نقل از پيامبر اكرم (ص) مى‌خوانيم:
من بر امتم نه از مؤمنان بيمناكم، نه از مشركان؛ چرا كه مؤمن را ايمانش مانع ضرر او است و مشرك را نيز خداوند به خاطر شركش رسوا مى‌كند،