خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٦٠
(ذوالشهادتين) و حنظلة (غسيل الملائكه) كه هر كدام از افتخارت مسلمانانند، از ما هستند و همچنين عاصم بن ثابت وسعد بن معاذ از ما مىباشند. در برابر او «اسعد» كه از طايفه خزرج بود، گفت: چهار نفر از قبيله ما در راه نشر و تعليم قرآن خدمت بزرگى انجام دادند، به علاوه سعد بن عباده رئيس و خطيب مردم مدينه ازما است. كم كم كار به جاى باريك كشيد، و قبيله دو طرف از جريان آگاه شدند و دست به اسلحه برده، در برابر يكديگر قرار گرفتند، بيم آن مىرفت كه بار ديگر آتش جنگ بين آنها شعلهور گردد و زمين از خون آنها رنگين شود. خبر به پيامبر (ص) رسيد، حضرت فوراً به محل حادثه آمد و با بيان و تدبير خاص خود به آن وضع خطرناك پايان داد و صلح و صفا را در ميان آنها برقرار نمود. اين آيه در اين جا نازل شد. «١» ٢- در شأن نزول آيات ٩٨ تا ١٠١ سوره آل عمران هم مىخوانيم كه يكى از يهوديان به نام «شاس بن قيس» كه پير مرد تاريك دل و در كفر و عناد كم نظير بود، روزى از كنار مجمع مسلمانان مىگذشت. ديد جمعى از طايفه اوس و خزرج كه سالها با هم جنگهاى خونينى داشتند در نهايت صفا و صميميت گرد هم نشسته، مجلس انسى به وجود آوردهاند و آتش اختلافات شديدى كه در جاهليت در ميان آنها شعلهور بود به كلى خاموش شده است. او از ديدن اين صحنه بسيار ناراحت شد و با خود گفت اگر اينها تحت رهبرى محمد (ص) از همين راه پيش روند موجوديت يهود به كلى در خطر است، در اين حال نقشهاى به نظر او رسيد، و يكى از جوانان يهودى را دستور داد كه به جمع آنها بپيوندد، و حوادث خونين «بغاث» (محلى كه جنگ شديد اوس و خزرج در آن نقطه واقع شد) به ياد آنها بياورد و آن