خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت

خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٧٨

اى مردم! من بسيار ملاحظه كردم كه اين گروه، حرمت نگه دارند يا بازگردند. آنان را به جهت پيمان شكنى سرزنش كردم و طغيانگريشان را به آنان گوشزد كردم؛ ولى پاسخى نداند ... شگفتا از طلحه! خودش مردم را بر پسر عفان تحريك كرد و وقتى او كشته شد، از روى ميل، دست بيعت به سوى من دراز كرد و سپس بيعت مرا شكست و با اين كه خود ستمگر است، نوحه سرايى بر پسر عفان را آغاز كرده است و آمده و از من، خون عثمان را مى‌طلبد ...
... آگاه باشيد كه زبير، پيوند خويشاوندى مرا بريد و بيعتم را شكستا و در برابر من، جنگ به راه انداخت. او خود مى‌داند كه بر من ستم كرده است.
بار خدايا! آن گونه كه خود صلاح مى‌دانى، مرا از شر او حفظ كن «١» ٥. آنگاه كه امام على (ع) آهنگ حركت به سوى شاميان كرد و نماز جمعه فرا رسيد، بر فراز منبر رفت، خدا را حمد و ثنا گفت، بر پيامبر (ص) درود فرستاد و گفت:
اى مردم! روان شويد به سوى دشمنان سنتها و قرآن؛ به سوى كشندگان مهاجران و انصار؛ به سوى جفا پيشگان فرو مايه كه با بيم و اكراه اسلام آوردند؛ به سوى آنان كه با پذيرش اسلام دروغيشان دلهاشان به دست آورده شد تا تيرهاشان را از مسلمانان نگه دارند. «٢» و اما وظيفه و نحوه برخورد نظام اسلامى با اين جريانات غير خودى مبتنى بر دو مرحله است: