خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٧٥
ايشان مىگردد، دريغ نورزند؛ در تاريخ اسلام آمده است كه «احنف بن قيس» به امام على پيشنهاد داد تا با عدم حضورش در جنگ جمل، مانع از پيوستن شش هزار سپاهى به لشكر عايشه و يارانش شود. حضرت آن را پذيرفت. «١» و نيز مردم بايد در همه حال، پشتيبان و گوش به فرمان مسئولا ن نظام باشند و به ديگر سخن، بايد در صحنه حضور داشته باشند و از فراخوانى نظام و رهبرى در اين باره تبعيت نمايند. اگر نظام و رهبرى، روزى آنان را به اقداماتى نظير شركت در تجمعات و راهپيمايى عليه جريانات غير خودى فراخواند، لبيك گفته و همان را انجام دهند و اگر روزى ديگر، آنان را به حضور مسلحانه و نبرد فرا خواست بى درنگ اجابت كرده تا پاى جان بر سر عهدى كه براى حفاظت از نظام اسلامى در قبال هجوم جريانات غير خودى بستهاند بايستند و از سستى و كاهلى در اين امر خطير پرهيز كنند.
تاريخ اسلام، سرشار از ياد مردانى است كه به اين وظيفه خود عمل نموده و جان خود را در اين راه از دست دادند. امير المؤمنين (ع) پس از گريه طولانى در فراق چنين رادمردانى فرمود:
آه و دريغ، بر برادرانم كه قرآن را تلاوت كردند و آن را با عمل، استوار ساختند و در فرائض آن انديشيدند و آن را بر پا داشتند، سنت را زنده كردند و بدعت را كشتند و به جهاد فرا خوانده شدند و آن دعوت را، اجابت كردند و به رهبر خود اعتماد كردند و از او پيروى نمودند. «٢» در مقابل، تاريخ اسلام، افراد شبيه مردان را نيز به ياد مىآورد كه چگونه در