خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٦٥
اين در حالى است كه آنان از اين نكته غافلاند كه همه عزت از آنِ خداست، لذا مىفرمايد:
وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ ى وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ. (منافقون/ ٨)
عزّت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است؛ ولى منافقين (اين حقايق را) نمىفهمند.
٢- ١- ٢- مرعوب بودن؛ يعنى آنان به دليل ترس از آينده، به وسيله ارتباط با بيگانگان درصدد تضمين آينده ننگين خويشاند تا اگر روزى بيگانه مسلط شد، آنها بتوانند به زندگى خويش ادامه دهند و جان و مالشان به خطر نيفتد. در اين رابطه مىخوانيم:
فَتَرَى الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِيبَنَا دَآ ل رَةٌ فَعَسَىاللَّهُ أَن يَأْتِىَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مّنْ عِندِهِ ى فَيُصْبِحُواْ عَلَى مَآ أَسَرُّوا فِى أَنفُسِهِمْ نَادِمِينَ. (مائده/ ٥٢)
كسانى را كه در دلهايشان بيمارى است مىبينى كه در (دوستى با) آنان (دشمنان يهودى و نصرانى) بر يكديگر پيشى مىگيرند و مىگويند: مىترسيم حادثهاى براى ما اتفاق بيفتد (و نياز به كمك آنها داشته باشيم؛ امّا منافقين بايد احتمال بدهند كه) شايد خداوند پيروزى يا حادثه ديگرى از سوى خود (به نفع مسلمانان) پيش بياورد و اين دسته از آنچه در دل پنهان داشتند، پشيمان گردند.
٢- ٢- نداشتن تولّى و ارتباط لازم با خودىها منافقان همچنين برخلاف مؤمنان كه داراى ويژگى تولّى و ولايتپذيرىاند،