خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٥٥
كند، همواره خير خواه او باشد، دوستى او را پاسدارى كند، پيمان او را رعايت كند، در حال مرض از او عيادت كند، در حال مرگ به تشييع او حاضر شود، دعوت او را اجابت كند، هديه او را بپذيرد، عطاى او را جزا دهد، نعمت او را شكر گويد، در يارى او بكوشد، ناموس او را حفظ كند، حاجت او را برآورد، براى خواستهاش شفاعت كند و عطسهاش را تحيّت گويد، گمشدهاش را راهنمايى كند، سلامش را جواب دهد، گفته او را نيكو شمرد، انعام او را خوب قرار دهد، سوگندهايش را تصديق كند، دوستش را دوست بدارد و با او دشمنى نكند، در يارى او بكوشد خواه ظالم باشد يا مظلوم:
امّا يارى او در حالى كه ظالم باشد به اين است كه او را از ظلمش باز دارد، و در حالى كه مظلوم است به اين است كه او را در گرفتن حقّش كمك كند، او را در برابر حوادث تنها نگذارد، آنچه را از نيكىها براى خود دوست دارد براى او دوست بدارد و آنچه از بدىها براى خود نمىخواهد براى او نخواهد. «١» در حديث ديگرى از امام رضا (ع) مىخوانيم:
از حقوق مؤمن بر مؤمن اين است كه در دل، محبت او را داشته باشد و در مالش با او مواسات و همدردى كند و به او (سخن درشتى حتّى در حدّ) افّ نگويد كه اگر چنين كند ولايت از بين آنها برداشته مىشود و (نيز به او نگويد تو دشمن من هستى كه) اگر به او بگويد تو دشمن من هستى در واقع او را تكفير كرده است و (به او تهمت نزند كه) هر گاه به او تهمت زند، ايمان در قلبش آب شود چنانكه نمك در آب حل مىشود. «٢»