خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت

خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٣٨

٣- ٥- قلب واحد، محبت واحد:
خداوند براى هر انسانى بيش از يك قلب نيافريده است. قلب جاى محبت است، يا محبت خدا و دوستداران او و يا محبت دشمنان خدا.
بنابراين اگر كسى قلب خود را محل محبت غير خودى كرد، ديگر جايى براى محبت خودى ندارد. در يكى از آيات بعد از نهى از اطاعت كافران و منافقان و تأكيد بر لزوم تبعيت از فرامين الهى مى‌فرمايد:
ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ. (احزاب/ ٤)
خداوند براى هيچ كس در درون وجودش دو قلب نيافريده است.
در حديثى در تفسير اين آيه آمده است:
دوستى ما و دوستى دشمن ما در يك قلب نمى‌گنجد؛ چرا كه خداوندبراى يك انسان دو قلب قرار نداده است كه با يكى دوست بدارد و با ديگرى دشمن، دوستان ما در دوستى ما خالص‌اند، همانگونه كه طلا در كوره خالص مى‌شود. هر كس مى‌خواهد اين حقيقت را بداند، قلب خود را آزمايش كند؛ اگر چيزى از محبت دشمنان ما در قلبش با محبت ما آميخته است، از ما نيست و ما هم از او نيستيم. «١» ٣- ٦- ارتباط با غير خودى، سبب از دست رفتن عقايد حقّه:
مرحوم علامه طباطبايى ذيل آيه ٥٧ از سوره مائده مى‌نويسد:
از آيه شريفه چند چيز مى‌توان استفاده كرد: اولًا: علت نهى از محبت كفار؛ چه، استفاده مى‌شود علت اين نهى اين بوده است كه چون دوستى بين دو