خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ١٥
در برخى روايات با ملاك قرار دادن ايمان به اصول اعتقادى نظير توحيد و معاد، كسانى كه مؤمن به چنين اصولى نباشند، غير خودى دانسته شدهاند. در همين باره در حديثى از امام هادى (ع) مىخوانيم:
ليس منا من زعم ان اللَّه جسم و نحن منه برآء فى الدنيا و الآخرة. «١» كسى كه خدا را جسم پندارد از ما نيست و ما در دنيا و آخرت از او بيزاريم.
و يا در حديثى از معصوم (ع) آمده است:
ليس منا من لم يؤمن بهذه ا لا ربعه: سؤال القبر و المعراج و خلق الجنة و النار و الشفاعة. «٢» هر كس به اين چهار چيز ايمان نداشته باشد از ما نيست: سؤال قبر، معراج، آفرينش بهشت و جهنم و شفاعت.
در حديثى مىخوانيم كه روزى سعد بن عبدالملك از نوادگان عبدالعزيز بن مروان آشفته و گريان نزد امام باقر (ع) آمد. حضرت به او فرمود: سبب گريه تو چيست؟ جواب داد: چگونه گريان نباشم در حالى كه من از درخت ملعونهاى هستم كه در قرآن نام برده شده است. حضرت فرمود: «لست منهم انت اموى منا اهل البيت» «٣» تو از آنان نيستى، تو اموى اى هستى كه از ما اهل بيت است.
٢. خودى و غير خودى رفتارى در پارهاى از روايات اسلامى به مواردى بر مىخوريم كه حضرات معصومين (ع) با دست مايه قرار دادن برخى رفتارهاى مثبت و منفى،