خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت

خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ١٤

آيات شريفه ٤٥ و ٤٦ سوره هود، فرزند حضرت نوح (ع) را به دليل كافر بودن و ايمان نداشتن غير خودى و غير خويش آن حضرت مى‌خواند و مى‌فرمايد:
وَنَادَى‌ نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي ... قَالَ يَانُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ.
و نوح به درگاه خدا عرض كرد: بار پروردگارا! فرزند من اهل بيت من است ... خدا به نوح خطاب كرد كه كرد كه فرزند تو هرگز با تو اهليت ندارد، زيرا او را عملى ناشايست (كفر) است.
آيات شريفه ٧٢ و ٧٣ سوره انفال و آيات مشابه ديگر، مؤمنان را خويش و دوست و ياور هم و در مقابل، كافران را خويش و دوست هم مى‌خواند و مى‌فرمايد:
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ... بَعْضُهُمْ أَوْلِيَا ءُبَعْضٍ ... وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِيَا ءُبَعْضٍ.
آنها كه ايمان آوردند، ... بعضى اولياى بعض ديگرند ... و آنها كه كافر شدند بعضى اولياى بعض ديگرند.
در آيه شريفه ١٠ سوره حجرات مى‌فرمايد:
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ تنها و تنها مؤمنان با هم برادر (خودى) اند.
در برخى آيات كه در فصل بعدى به آنها اشاره خواهد شد از كافران و غير مؤمنان با عباراتى نظير «من دونكم» يا «من دون المؤمنين»، ياد شده است كه به وضوح غير خودى بودن كافران و در مقابل، خودى بودن مؤمنان را مى‌رساند.