هنر جنگ

هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٦٥

آنگاه نيروهاى زيادى در اختيارش قرار ده و پشتيبانشان باش و به وى فرمان ده، به سربازان ضعيف و به كسى كه مركوبش به او آزار رسانده يا بيمارى او را فرسوده است ... يا از ناحيه پا ناتوان شده و يا آفتى به وى رسيده، مهربان باشد بدون آنكه كسى را از خدمت در سپاه معاف دارد يا باعث شود تا از رده‌اش عقب بماند، مگر در صورت بيمارى شديد يا ابتلا به عارضه‌اى بسيار سخت.
ساقه، پيوسته در دنباله سپاه حركت مى‌كند و سربازان، در ضمن راهپيمايى طاقت‌فرساى خود و در اثناى جنگ‌هاى مداوم، در معرض ابتلا به انواع بيمارى‌ها و جراحت‌هاى ناشى از جنگ مى‌شوند كه با توجه به سرعت حركت سپاه مانع از پيوستنشان به سپاه مى‌گردد. بنابراين وظيفه فرمانده ساقه است كه ترتيبى اتخاذ كند تا سربازان از راه وامانده به گردان‌هاى خود برسند، بدون شك اين احتمال نيز وجود دارد كه نيروهاى نفوذى، جاسوسان و عناصر خبرگيرى دشمن به داخل ساقه راه يابند و با تظاهر به بيمارى و واماندگى از سپاه، اطلاعات و اخبار خود را پيرامون تحركات مسلمانان، در اختيار فرماندهان خود قرار دهند.
از اين‌رو فرمان اكيد صادر مى‌شد كه كسى از مؤخره عقب نماند و اجازه نمى‌دادند كسى دنبال مؤخره حركت كند. اگر كسى واقعاً بيمار بود او را به گروه خودش مى‌رساندند ولى اگر از عناصر نفوذى بود ترك سپاه برايش غيرممكن مى‌شد. نظر به اين اهميت، پيوسته نيروى احتياطى كوچكى بدنبال مؤخره حركت مى‌كرد كه وظيفه اصلى‌اش جمع‌آورى واماندگان، رساندن آنها به گروههايشان و كمك‌رسانى به آنان با حفظ ارتباط با مؤخره بوده است، تا اين بخش از سپاه از غافلگير شدن توسط دشمن و نابودى مصون بماند.
«در دنباله ساقه سپاه خود، يكى از فرماندهان بزرگ خود را با پنجاه سوار