هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٤٧
«هرگاه دشمن شبانه به تو حملهور شد براى رويارويى، لشكريانت را در محيطى دايرهوار قرار بده و مبادا نيروهايت پراكنده باشند كه اين عمل، نگهبانانت را به زحمت مىاندازد و فرصت خوبى براى دشمنانت خواهد بود و باعث خواهد شد تا از نيروها و امكانات خود، دور بمانى.» «١» اگر امور در مسير طبيعى خود قرار گرفت و دشمن وارد عمل نشد در اين صورت لازم است فرمانده، زمان كوچ را به دقت تعيين كند تا سربازان بيشترين استفاده را از زمان استراحت، كسب كنند.
«بايد كوچ تو در يك زمان انجام گيرد و وقت آن از پيش معين شده باشد چرا كه اين كار موجب خواهد شد تا سربازانت زمان كوچ خود را بدانند و اين عمل براى آنها براحتى انجام پذيرد و همچنين پيش از حركت، آذوقه خود را آماده و علوفه حيوانات را فراهم كنند و نسبت به زمانى كه در آن كوچ خواهند كرد آسوده خاطر باشند.» «٢» زمان كوچ و زمان اتراق از خطرناكترين وقتهايى است كه دشمن مىخواهد ما را غافلگير كند، چون در اين زمان سربازان، مشغول كارهاى شخصى خود و فرماندهان مشغول تنظيم نيروها هستند، از اينرو لازم است تدابيرى انديشيده شود تا در هنگام كوچ، واحدهاى معينى مسؤوليت حمايت از نيروها را به عهده گيرند.
«بپرهيز از اين كه فرمان كوچى دهى مگر اينكه فرمانده حفاظت، به سربازان خود در لشكرگاه جهت حراست از گذرگاهها و محورهاى اصلى دستور آمادهباش داده و مسلحانه دو جناح را در اختيار داشته باشد و اين به منظور پيشبينى حمله غافلگيرانه دشمن است كه در صدد است تا فرصتى به دست آورد و بر شما بتازد ... سپس در حالى كه سواركاران، ايستاده و نيروهايت آماده و