هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٥٦
١. پيشتازان، از دشمن خبرگيرى مىكردند و سعى داشتند تا زمانى كه نيروى اصلى از راه برسد آنها را مشغول كنند.
٢. اين گروه، پس از رسيدن نيروها، جهت مراقبت، در خطوط مقدم مستقر مىشدند و هدفشان حمايت از لشكر در زمان فرود آمدن و تأمين امنيت نيروها در برابر هرگونه هجوم غافلگيرانه بود.
٣. هر گردانى، دست به تشكيل نيرويى مىزد كه بتواند با حوادث غيرمترقبه مقابله كند. اين نيرو، به يك مسافت متوسط به منظور تأمين امنيت اعزام شده و به تناوب ميان گردانهاى رزمى قرار مىگرفتند.
٤. هر گردانى، پاسداران مخصوص خود را تعيين كرده و آنان را زير نظر فرمانده پاسداران قرار مىداد. وظيفه اين فرمانده، سازماندهى پاسداران و ايجاد ارتباط بين آنها بود. اين مجموعهها به اندازه چشمرس، از يكديگر فاصله داشته و گشتيهايى به منظور سركشى بين آنان رفت و آمد مىكنند.
٥. در مقابل مبادى ورودى لشگرگاه، يك نيروى احتياطى مركب از صد رزمنده قرار مىگيرد كه وظيفهاش حمايت از مبادى ورودى لشكرگاه از هرگونه هجوم غافلگيرانه مىباشد.
اين برنامه، ضمن نامه مروان بن محمد به فرزندش عبداللَّه به هنگام اعزام وى به جنگ، روشن مىشود:
بايد هر شب يك فرمانده، و در صورتى كه تعدادشان زياد باشد، چند تن از آنان، يك يا دو تيررس از لشكرگاه خارج شوند و دور از تو ولى با احاطه به مركز فرماندهى تو باشد و پاسدارانش هوشمند بوده باشند. رفت و آمدشان زيركانه بوده و بسيار باحذر باشند. آماده