هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٣٨
مورد سيطره داشتن بر سربازان خويش است. اين پديده از كلمات عمر نيز آشكار مىشود، آنجا كه به سعد بن ابىوقاص اينگونه سفارش مىكند:
يارانت را گروهبندى كن و آنان را به يكديگر معرفى نما.
بنابراين، عواملى كه باعث ايجاد نظم و سازماندهى شد، به شرح زير است:
١. ضرورت تعيين شرايطى براى مقام فرماندهى و تحقق بخشيدن به اصل تسلط به رزمندگان، بطورى كه مراقبت، توجيه و ارتباط با آنها را آسان كند.
٢. ضرورت رويارويى با سازماندهى دشمن به وسيله سازماندهى همانند آن.
٣. ضرورت آشنايى سربازان با يكديگر در يگانها با توجه به اينكه آنان از نقاطى دور و سرزمينهايى متفاوت گرد آمدهاند.
ب. سازماندهى جنگى:
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفّاً كَأَنَّهُم بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ. «١» اين آيه كريمه، سرآغاز سازماندهى رزمى در اسلام و استخدام نظام هماهنگ در هجوم بود. اعراب پيش از اسلام تنها، روش جنگ و گريز را مىدانستند.
سپس نظام جنگ گروهى به نظام گردانبندى تكامل يافت و تقسيمات لشگرى به قلب، دو جناح يا چهار جناح و دنباله تقسيم مىشد و سواران، آرايش جنگى خود را در جناحها يا در جلو و يا پشتسر سپاه قرار مىدادند.
ابنخلدون اين تكامل را بطور مختصر اين چنين بيان كرده است:
همه جنگهاى صدر اسلام، به شيوه هجوم بود در حالى كه اعراب، تنها با روش جنگ و گريز آشنا بودند، ولى به دو علت به جنگ هجومى روى آوردند. نخست اينكه دشمن از اين روش در حمله بر آنان استفاده مىكرد و مسلمانان، ناگزير بودند كه مانند آنها بجنگند. ديگر