هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٥٠
استوار برخورد كن چرا كه آنها در رأس نقشهكشىهاى تو هستند و پايههاى تدبير تو مىباشند و جنگ تو بر مدار ايشان مىچرخد.
و درباره چگونگى كار ايشان چنين مىخوانيم:
«بپرهيز از اين كه جاسوسانت در لشكرگاه شناخته شوند و با سر انگشتان به سوى آنها اشاره شود و بايد ارتباط آنها به عهده منشى و رازدار تو باشد، او بايد ايشان را هدايت كند و هر يك را كه مىخواهى با وى سخن بگويى نزد تو آورد ... و بدان كه دشمن نيز در ميان سپاهت جاسوسانى دارد همچنان كه تو نزد او جاسوس دارى او نيز نيرنگ تو را به كار مىبندد. از آن بپرهيز كه يكى از جاسوسان تو در ميان سپاهيانت شناخته شود چون اين مطلب به اطلاع دشمن رسيده و او را شناسايى مىكند و براى بدام انداختنش دامهايى گسترده كه اگر در اين كار موفق شده او را دستگير و آشكارا مجازات نمايد اين عمل روحيه جاسوسان ورزيده تو را درهم مىشكند و ايشان را از خبريابى دلسرد مىكند و از جستجوى خبرهاى دست اول باز مىدارد و كارشان به جايى مىرسد كه اخبار را از منابع غير مورد اعتماد و دروغپرداز و سخنان بىپايه به دست مىآورند.» «١» «بايد با جاسوسان با روش خاصى معامله شود، از اينرو بايد با اطلاعات آنها با ديده حذر و ترديد برخورد شود، همچنان كه با خود آنها نيز بايد با حذر و ترديد رفتار كرد و اين به دليل خطرناك بودن نتايج مترتب بر اطلاعات جمعآورى شده به وسيله آنان و تصميمگيرىها و اقداماتى است كه به دنبال آن انجام خواهد گرفت. بدان كه جاسوسانت ممكن است راست بگويند و امكان دارد خلاف واقع به