هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٤٦
وظيفه رزمندگان اين است كه در كنار خندقهاى خود با دشمن بجنگند و به جاى شمشير، با نيزه و تير با آنان مقابله كنند و كار پاكسازى نيروهاى دشمن را به قواى حوادث غيرمترقبه واگذار نمايند.
«اگر به شبيخون دشمن گرفتارى شدى ... با آمادگى با ايشان روبرو شو ... و نبايد هيچ يك از سربازانت صدايش را به تكبير بلند كند، چرا كه موجب جلب نظر دشمن و ايجاد ترس و وحشت سربازانت خواهد شد. سربازانت را به خاموشى فراخوان و بايد هنگام رويارويى توجهشان به اين سو و آن سو اندك باشد و جز به هنگام هجوم، حمله و رويارويى با دشمن، صدا به تكبير بلند نكنند ... اما در هنگام توقف، اين عمل نشانه شكست و ترس است ...». «١» با توجه به اين كه حمله غافلگيرانه اثر روانى ايجاد مىكند، التزام به سكوت ضرورى است و لازم است تلاشهاى مخل نظم، ريشهكن شده و به آشوب برانگيزان، توجهى نشود و چون سربازان در چنين مواقعى متوجه فرمانده خود مىباشند، بنابراين بر او لازم است كه عالىترين درجات استوارى و خويشتندارى را در خود ايجاد كند و هر چيز طبيعى را به حال خود واگذارد، مانند روشن كردن آتش.
«نبايد هنگام حمله دشمن آتش اجاق خود را خاموش كنى بلكه بايد آن را فروزندهتر كنى و تا مىتوانى بر هيزم آن بيفزايى تا رزمندگان جايگاه تو را بشناسند، محل ياران تو را بدانند، دلهايشان تسكين يابد، ضعفشان جبران گردد، به تو دلگرم شوند و درباره تو، به شايعهسازى نپردازند.» «٢» چنانچه احتمال آن باشد كه دشمن به يك حمله غافلگيرانه دست زند، محل استقرار لشكريان بايد محدود شود و تا آنجا كه ممكن است به صورت دايرهاى شكل درآيد، چرا كه مراقبت و حراست از آن آسانتر خواهد بود.