هنر جنگ

هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٢٠

دين اسلام ثابت‌قدم ماندند و تا زمانى كه من نظر خود را اعلام نكردم، هيچ مرتدى نبايد به همراه شما در جنگ شركت كند. «١» بدين‌گونه ابوبكر، فرمان بسيج همه نيروها و استفاده از همه امكانات را صادر كرد و از آنجا كه مى‌خواست مرتدان را تأديب كند و بزرگى گناهشان را به ايشان يادآور شود، آنها را از اين فرمان استثنا كرد. بطور قطع، اين كيفر براى آنان رنج‌آور بود و آثار بزرگى بر روان آنان مى‌گذاشت بويژه هنگامى كه آنان پيروزى‌هاى جالب و پى در پى مسلمانان را مى‌ديدند و خود را از همه آن شرافت‌ها محروم مى‌يافتند.
٣. هنگامى كه خلافت به عمر بن خطّاب رسيد و آگاه شد كه «يزدگرد» تصميم گرفته است كه هر چه در توان دارد برضد مسلمانان بسيج كند، به مرتدان اجازه داد تا همراه مسلمانان در جنگ شركت كنند ولى اجازه تصدّى پست‌هاى حساس را به آنان نداد. او طى نامه‌اى به استان‌ها چنين فرمان بسيج مى‌دهد؛ از كسانى كه اسلحه يا اسب يا توان كمك‌رسانى دارند يا صاحب‌نظر هستند افرادى را گزينش نموده و به سوى من گسيل داريد. فورى فورى.» «٢» بدين‌گونه عمر، همه رزمندگان بويژه اسب‌سواران و آنهايى كه قادر به ايفاى نقش‌هاى كليدى و فرماندهى بودند را بسيج مى‌كرد. آنگاه از بسيج داوطلبانه به سربازى الزامى پرداخت، او در اين باره به «مثنّى» مى‌نويسد:
در قبيله‌هاى ربيعه و مضر و هم‌پيمانان آنها، هر كه جنگاور و اسب‌سوار است جذب كنيد. اگر خود وى داوطلب شد كه چه بهتر وگرنه به اجبار او را به خدمت گيريد. «٣»