هنر جنگ

هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٤٩

اطلاعات متعلق به جبهه‌هاى آنان باشد كه در اين صورت اطلاعات كامل به او مى‌رسيد، و صحنه بطور روشنى نزد وى مجسم مى‌شد. عمر به فرمانده خود سعد بن ابى‌وقاص اين چنين سفارش كرد:
هرگاه پايت به سرزمين دشمن رسيد، جاسوسان خود را به ميان آنان گسيل دار و مبادا اخبار دشمن بر تو پوشيده بماند و لازم است كه از مردم عرب يا بوميان منطقه كسانى كه به راهنمائى و راستگويى ايشان اعتماد دارى نزد تو باشند. چون گزارش‌هاى دروغگو سودى براى تو ندارد هر چند كه در پاره‌اى از گفتارش راست بگويد و خيانتكار، جاسوس بر تو است و نه براى تو. «١» هنگامى كه مروان بن محمد فرزند خود عبداللَّه را به جنگ با ضحاك بن قيس شيبانى روانه كرد، به وسيله عبدالحميد كاتب نامه‌اى به او نوشت كه در آن آمده است:
جاسوسان خود را به سوى دشمنت رهسپار كن تا اطلاعات لازم را از وضعيت آنها، محل استقرارشان و اهدافى كه در سر مى‌پرورانند، به دست آورده و روشن شود كه چه كارهايى، آنها را به صلح نزديك‌تر مى‌كند و از تو خشنود مى‌سازد.
همچنين فرزندش را به روابط ميان جاسوسان با يكديگر آگاه مى‌كند و چنين مى‌گويد:
مبادا جاسوسان تو يكديگر را بشناسند، چون در اين صورت از توطئه ايشان بر ضد خودت و تمايلشان به دشمن و اتحادشان در نارو زدن به تو و توافقشان بر دروغ گفتن به تو در امان نخواهى بود ... و مراقب باش از اين كه يكديگر را در نزد دشمن لو دهند. در كار آنان محكم و