هنر جنگ

هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٤٥

نبايد برپا شود تا اينكه براى هر يك از فرماندهان قسمتى از زمين معين شود كه همراه با نيروهايشان خندق حفر كنند و سپس اطراف آن را با كانال‌هاى ديگرى كه از خارهاى سخت پر شده است احاطه كنند.
بدين‌گونه اولين وظيفه به هنگام رسيدن سربازان به اردوگاه، حفر خندق، ايجاد خاكريز و قراردادن شاخه‌هاى درشت و گياهان خاردار مى‌باشد كه مانع نزديك شدن دشمن به اردوگاه است. نظريه اينكه اين مرحله يكى از مراحل بسيار خطرناك است، چرا كه نيروها همگى مشغول حفارى بوده و سلاح‌ها به كنار گذاشته شده است و مشغول كارهاى ادارى مى‌باشند، گروه پاسدارى از لشكر تشكيل مى‌شود و واحدهاى مراقبت تا مسافت‌هاى دور براى حفظ و حراست رزمندگان به وجود مى‌آيد، تا عمليات فرود آمدن بخوبى انجام پذيرد.
«هرگاه بخواهى فرود آيى، فرمانده سواران را دستور دهى كه افراد تحت امر خود را فرمان دهد تا در كنار لشكرگاه پاسدارى كنند. چون تو در اين صورت از غافلگير شدن توسط دشمنانت در امان خواهى بود. حركت‌هاى دشمن را زير نظر بگير تا آنگاه كه سپاه به محل‌هاى خود برسند و بارها بر زمين نهاده شود و از پيشتازانت آگاهى به دست آورى و نيروهاى گشتى، لشكرگاه را احاطه كنند كه در صورت نياز، بازوان تو باشند.» «١» به احتمال قوى، هدف از شبيخوان دشمن به اردوگاه سربازان از بين بردن روحيه معنوى و ايجاد خسارت‌هاى بزرگ به هنگام استراحت و خواب آنها است. براى پيشگيرى از وقوع چنين صحنه‌اى، يك نيروى احتياط، متشكل از صد نفر در ورودى هر قسمت گماشته مى‌شد كه وظيفه اصلى آن، رويارويى با حوادث ناگهانى، مقابله با دشمن و ايجاد فرصت براى رزمندگان جهت آمادگى رزمى و آغاز جنگ بود. در صورتى كه هجوم دشمن بسيار گسترده و فراگير باشد