هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٢٥
مسلمانان را تهديد مىكرد. از اين رو، فشار نيروهاى اسلامى بر جبهه غرب وارد شد.
همچنين در ساختن نيروى دريايى اسلامى، كوشش فراوان به كار رفت كه منظور از آن، تأمين ارتباط كشورهاى اسلامى واقع در سواحل درياى مديترانه و از طرف ديگر مسلّط شدن بر دريا و محروم كردن بيزانسىها از بازار فروش و موقعيت نظامى بود.
همين كه نوبت به امويان رسيد، آنها امور خود را هميشه برطبق نقشهاى كه اولويت را به ميادين نبرد مىداد، برنامهريزى مىكردند. وقتى بيزانسىها به حدود شام، يورش بردند و معاويه توان مقابله را در خود نديد، صلحنامهاى با آنها منعقد كرد و اولويت را به جنگهايى داد كه حكومتش را تهديد مىكرد و زمانى كه خيالش از مخالفين داخلى راحت شد متوجه جبهه شمالى گرديد و همگام با شرايط اقليمى زمستانى و تابستانى به پيش رفت تا اينكه در بعضى از لشكركشيها به قسطنطنيه رسيد و مدتهاى طولانى آن را در محاصره خود داشت.
هنگامى كه ايران سرپيچى كرد، اولويت به آن جبهه داده شد و اين توجّه در دوران عبدالملك مروان و حجّاج ادامه يافت تا اينكه نيروها به مرزهاى چين رسيدند و مناطق وسيعى از شمال آسيا را به تصرف خود درآوردند و پس از آرامش اوضاع، بار ديگر اولويت به جبهه غربى داده شد كه حاصل آن، عمليات فتح اسپانيا بود.
فرماندهى كل نيروهاى مسلّح و تعيين اولويتها در جبهههاى مختلف، به دست خليفه بود و در اين كار، مجلس شورا او را يارى مىكرد. تعيين جبههها و اولويت بخشيدن به آنها، معيّن كردن امكانات لازم براى تضمين پيروزى عمليات و ايجاد هماهنگى ميان جبهههاى گوناگون از نخستين عواملى است كه پيروزى مسلمانان را در جنگهاى سرنوشتساز خود به وجود آورد.