هنر جنگ

هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٦٤

مواقع، دشمن سعى مى‌كند سپاه را از پشت‌سر غافلگير كند و از عقب به بخش ادارى آن كه معمولًا در دنباله است ضربه زند و براى همين امر، اعراب مسلمان اهميت ويژه‌اى براى ساقه قائل بودند.
ابوعبيده جراح، به هنگام عقب‌نشينى از سمت يرموك، فرماندهى ساقه سپاه را به عهده گرفت. هنگامى كه اهالى دمشق به تعقيب سپاهيان پرداختند.
جنگ خونينى درگرفت. اگر «خالد بن وليد» و «ضرار بن أزور» به همراه سواران خود به موقع، خود را به سپاه نمى‌رساندند، بى‌ترديد نيروهاى مسلمانان شكست جبران ناپذيرى را متحمل مى‌شدند. «١» هنگام عقب‌نشينى از «جولان» به «يرموك»، انجمنى با شركت «سفيان بن حرب» تشكيل و در آنجا حركت بسوى «يرموك» پيشنهاد گرديد و خالد به فرماندهى مؤخره (ساقه) سپاه برگزيده شد.
«خالد بن وليد را فرمانده سواران قرار داده و به او فرمان دهيد كه ميان دو سپاه قرار گيرد چون هنگام كوچ كردن شما در وقت سحر، در لشكرگاه شما سروصداهايى ايجاد خواهد شد كه دشمن را درباره شما به طمع خواهد انداخت. اگر دشمنان آهنگ شما كردند، سواران شما در برابرشان ايستادگى خواهند كرد و آنان را به عقب خواهند راند و اگر سواران آنها بر شما بتازند، تيراندازانتان از شما دفاع خواهند كرد.» «٢» مروان بن محمد نيز در سفارش خود به فرزندش عبداللَّه در نامه عبدالحميد كاتب اين چنين مى‌گويد:
فرمانده نيروهاى ساقه‌ات را از مطمئن‌ترين يارانت و كسى كه در قاطعيت، نفوذ كلمه و مقبوليت، نزد مردم سرآمد باشد، انتخاب كن.