هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ١٧
و همزمان با اين پيشرفتها، جوامع بشرى نيز تكامل يافتند. بنابراين، پيشرفت، هنر جنگ داراى ابعاد چندگانه بوده، چرا كه افزايش سلاحها از جهتى، و افزايش حجم نيروهاى مسلّح و چندين برابر شدن تعداد آنها از جهت ديگر، علّت آن بوده است و از سوى ديگر هر يك از مراحل تكاملى آن در اعماق خود، رسوبات مثبت و اصول ثابتى را در برداشته كه تجربيات مراحل گذشته، آنها را به ثمر رسانده است.
٣. ضرورت بررسى تاريخ فن جنگ بدون مراجعه به تاريخ تكامل هنر جنگ كه در حال حاضر به اين همه گستردگى و پيچيدگى رسيده، بسيار سخت و بلكه محال است كه بتوان صورت اين هنر را در زمان كنونى شناخت. جوامع بشرى بطور چشمگيرى تكامل يافته و در اين ميان هنر جنگ پيرو آن نبوده بلكه پيشتاز بوده و نقش بزرگى را در پربار كردن تكامل مدنى بشر داشته است و اين تغييرات عميقى كه جهان كنونى ما را به كمال رسانده، از آن نشأت گرفته است.
اين گناهى نابخشودنى است كه تنها به بررسى هنر جنگ در جهان معاصر خود بپردازيم و از ريشههاى عميق آن آگاه نباشيم ريشههايى كه اين هنر را تغذيه كرده و حيات در او دميده است، تا اينكه درختى جاودانه گشته كه ريشهاش ثابت و شاخهاش در آسمان است.
هنر جنگ، تكامل يافته است، وليكن انسانى كه اين تحول و تكامل را به وجود آورده، همان انسانى است كه با احساسات، انفعالات، اراده و تصميم، ضعف و سستى و عقل عظيمش پديدهها را مىآفريند و تكامل مىبخشد.
اينجاست كه اهميت مطالعه تاريخ هنر جنگ، آشكار مىشود و روز به روز بر عظمتش افزوده مىگردد.