هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٧٥
هجوم دشمن مىكاهند. آنگاه نوبت به نيزههاى سربازان مىرسد، نيزهدارانى كه استفاده از زمين را نيك آموخته و به آن تكيه دادهاند. اكنون جنگ آغاز مىشود و مسلمانان در برابر دشمن ايستادگى مىكنند و فرماندهان در جستجو و كشف نقاط ضعف دشمن مىباشند تا از آنها به عنوان زمينههايى بر ضد دشمن استفاده كنند و به آنها يورش برند. از اين پس صحنه به سود مسلمانان دگرگون مىشود، سپس گروهى از سواران به پيش مىتازند تا راه عقبنشينى را بر دشمن مسدود ساخته، و در نتيجه، همه نيروهاى دشمن را نابود سازند، بگونهاى كه جز شمارى اندك فرصت نجات نخواهند يافت. از اين زمان به بعد، سپاه جهت رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده به پيش مىرود. اين هدف، ممكن است اشغال شهرى و يا رسيدن به نقطه معيّنى باشد.
در صورتى كه دشمن در دژى پناهنده شود، فرمانده سعى مىكند تا او را از منابع حياتىاش محروم سازد تا زمان آن فرا رسد كه فرمانده حمله به دشمن را مناسب ببيند و وى را داخل قلعهها نابود سازد. اگر ياران و دوستان دشمن بخواهند او را يارى دهند، فرمانده، نيرويى براى از ميان بردن آنان روانه مىكند و دشمن را در برخوردارى از كمكرسانى آنان محروم مىسازد. آنگاه فرمانده نيروهاى خود را بازسازى كرده و براى پيگيرى عمليات بعدى آماده مىشود و به تقسيم غنايم مىپردازد و ٤٥ آن را ميان رزمندگان تقسيم كرده و ١٥ آن را به بيتالمال مىفرستد.
اكنون فرمانده براى دلجويى از نيروهايش و شناسايى روحيات معنوى آنان به ديدار آنان مىرود و آنها را همانگونه كه دوست دارد مىيابد. «زمزمه تلاوت قرآن آنان در دل شب مانند صداى زنبورهاست. آنان شيرمردانند كه شيران به خوبى آنها نيستند. آنان كه اكنون در ميانشان نيستند تنها فضيلتشان بر اينان آن است كه شهادت نصيب آنان شده و اينها به آن كرامت نائل نشدند.» «١» ولى در