هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٧٠
اشعث بن قيس دههزار درهم بخشيده است از اين رو كسى را مىفرستد تا در اين عمل وى تحقيق كند و پس از ثبوت آن، در برابر مسلمانان عمامه او را به گردنش بپيچد.
وقتى كه عمر اطلاع حاصل مىكند كه «حذيفه يمانى» با يك زن بيگانه اهل فارس پس از فتح مداين ازدواج كرده است، برايش چنين پيام مىفرستد:
به من خبر رسيده است كه تو با زنى از اهل كتاب شهر مداين ازدواج كردهاى، او را طلاق ده.
او در پاسخ به خليفه نوشت:
آيا درنگ نكنم تا تو به من بگويى كه كارى را كه كردهام حلال است يا حرام؟ و مقصودت را از اين فرمان به من بگويى.
خليفه در پاسخ او گفت:
البته اين كار، حلال است ولى در زنان ايرانى دلربايى هست به معناى نيرنگ و مكر، اگر شما به آنان روى آوريد، آنان شما را از زنانتان جدا مىكنند. «١» خليفه اموى مروان بن محمد درباره انضباط عمومى، سختگيرانه به فرزند خود چنين سفارش مىكند:
كارهاى سربازانت را به امراى سپاه و فرماندهان سواره نظام خود بسپار و دستهاى سربازان را بازمگذار تا آنها را بدينوسيله به پيروى از فرماندهانشان و تبعيت از سران خود عادت بدهى. بدان كه اگر سربازان، دستورات فرماندهان خود را سبك شمارند، تباه كردن حقوق تو را در پى خواهد داشت و در نتيجه به فرامين و دستورات تو بها نخواهند داد. «٢»